تبليغاتX
پزشکی


پزشکی

به یاد حکیم بزرگ سینوهه

چرا آرزوهای شما برآورده نمی شوند؟
نخستین باری که شبکه ۴، مستند راز را با یک دوبله جذاب پخش کرد هر آدم معمولی دلش می خواست بدون معطلی فهرست آرزوهایش را بنویسد تا مثل علاءالدین قصه های هزار و یک شب، یک شبه به همه رویاهاش برسد. اما در دنیای واقعیت نه چراغی بود و نه غولی و اینطور شد که مستند راز کنار لوازم غیرقابل استفاده دیگر خاک خورد و رؤیاها هم فراموش شدند اما برای آن هایی که هنوز رؤیاهای شان را دنبال می کنند و صفحات موفقیت را برای پیدا کردن جوابی درست ورق می زنند، راهی وجود دارد تا شاید غول چراغ جادو آن ها را بیدار کند.

● جوگیر نشوید

من یک آرزو دارم. آرزوی من انتقال از این وضعیتی که در آن هستم به وضعیتی دیگر است که در آن خودم را بهتر و خوشبخت تر تصور می کنم. این رویا بیشتر شبیه یک جا به جایی است درست مثل این که می خواهیم از یک مکان مثلا از خانه به محل کار خود برویم. هرچه قدر فاصله محل کار شما تا خانه دورتر باشد باید مسافت بیشتری را طی کنید. آرزوهای شما هم برای به ثمر رسیدن نیاز به زمان دارند.

ممکن است شما در یک سمینار موفقیت شرکت کنید و تحت تأثیر سخنران آنقدر هیجان زده شوید که به محض رسیدن به خانه طوماری از آرزوهای تان را فهرست بندی کنید و برای رسیدن به آن خودتان را به آب و آتش بزنید، اما فراموش کرده باشید که برای رسیدن به هر چیزی نیاز به زمان، صبر و فاکتور مهم تر، مبارزه و تلاش دارید.

از خودتان بپرسید من به دنبال چه هستم و اگر جوابی که به این سوال می دهید در شما شور و انگیزه کافی ایجاد می کند، این رویایی است که باید به دنبالش باشید. هر روز این سوال را از خود بپرسید و هر روز واکنش تان نسبت به این رویا را بسنجید تا متوجه شوید آرزوی شما تنها یک واکنش احساسی به خواندن یک کتاب یا صحبت با یک سخنران بوده یا واقعا آرزویی بوده که طی سال ها توسط خود شما نادیده گرفته شده است.

● من بدشانس به دنیا آمدم

محققان می گویند در ذهن یک فرد معمولی روزانه ۵۰ هزار فکر و ایده رد و بدل می شود که متأسفانه بیشتر این فکرها و گفت وگوهای ذهنی منفی هستند. این جملات برای شما آشنا نیستند؟ « من اصلا شانس ندارم، از دست این کار لعنتی خسته شدم، همکارانم فقط دنبال این هستند که کارم را یک جورایی از دست من بگیرند، انگار زندگی هر چه موفقیت بوده به دیگران بخشیده و بدبختی هایش را برای من نگه داشته است».

این جملات قاتل بدون این که متوجه شوید چنان هیپنوتیزم قوی را روی شما اعمال می کند که به مرور زمان تبدیل به همان چیز منفی می شوید که همیشه به خودتان گفته اید. شاید در شروع به نظرتان کمی غیرطبیعی برسد اما با تکرار جملات مثبت، از شر جملات قاتل خلاص شوید و جایگزینی را برایش به وجود آورید که به مرور زمان تبدیل به واقعیت خواهد شد. با این جمله شروع کنید: «من لیاقت شادی و موفقیت در زندگی را دارم.»

● از جان خاطرات بد چه می خواهید؟

گذشته همیشه تو را به عقب می اندازد، چه آن زمان که با یادآوری خاطره ای خوش و بی فایده، کار مهمی را به تعویق می اندازی و چه آن وقت هایی که با فکر کردن به حاشیه های تلخ یک حادثه می خواهی از زمین و زمان انتقام بگیری و در نهایت این تصور غلط به وجود می آید که نمی توانی به خواسته هایت برسی و رویاها به مرور زمان در ذهن خفه می شوند. «گذشته بد را دور بینداز » ساده ترین و خلاصه ترین جمله روان شناسی است که نیازی به توضیح ندارد.

یک ورق و کاغذ بردار و در آن موفقیت ها و تغییرات خوبی که در تمام این سال ها به دست آورده ای را فهرست کن. البته در نوشتن این کارنامه کاری فقط به دنبال ثبت کارهای خیلی بزرگ نباش، ممکن است درگذشته آدم خیلی عصبانی بوده باشی و حالا توانسته ای این ویژگی بد را اصلاح کنی. بعد از نوشتن تغییرات خوب و موفقیت های ریز و درشت در طول سال های زندگی، متوجه می شوی که به چیزهای زیادی رسیده ای و همین حس خوب این اعتماد به نفس را به وجود می آورد که از این به بعد هم می توانی به هرچیزی که آرزو کرده ای برسی.

● به بیراهه نزدیک شده ای

من یک راننده خوب هستم اما اگر وارد یک شهر ناآشنا شوم و از من بخواهند بدون نقشه و تابلوی راهنمایی و رانندگی، مسیری خاص را طی کنم و مثلا بسته ای را به کسی برسانم هرگز به مقصد نمی رسم اما چرا؛ ممکن است به مقصد برسم ولی در این شرایط با خودم می گویم من حتما آدم خوش شانسی بوده ام.

رسیدن به مقصد بدون داشتن یک نقشه نه تنها در رانندگی بلکه در هرکار دیگری تقریبا وقت تلف کردن است. شب و روز کار می کنید، تمام هفته را اضافه کاری می کنید اما شب وقتی خسته و کوفته به منزل می رسید با خود می گویید، با همه این تلاش ها باز هم به آن چیزی که می خواهم نرسیده ام. شما امتحان کنید، از همین حالا از همه افرادی که در کنارتان هستند این سوال را بپرسید: هدف شما از زندگی چیست؟ و آن وقت متوجه می شوید که بیشتر افراد با شنیدن این سوال به فکر فرو می روند درحالی که هدف باید از پیش تعیین شده باشد.

یادتان باشد به هرچیزی که در زندگی روی آن بیشتر از بقیه تمرکز می کنید، خواهید رسید. اگر رویایی در سر دارید و به آن نرسیده اید حتما به اندازه کافی روی آن تمرکز نکرده اید اما تنها بیان کردن و به زبان آوردن آرزوها راه منطقی برآورده شدن آن ها نیست. برای رویاها یک نقشه راه تهیه کنید. مثلاً هدف من رسیدن به وزن ایده آل است. برای این کار برای خودم زمان خاصی را در نظر می گیرم و آن روز را در تقویم علامت گذاری می کنم. بعد از آن کارهایی که به رسیدن به این وزن ایده آل منتهی می شود را فهرست بندی می کنم و در نهایت تصمیمم خود را با افرادی که در من انگیزه و اشتیاق ایجاد می کنند درمیان می گذارم. چون اگر در بین راه خستگی یا بی انگیزگی به سراغم آمد با فکر این که دیگران من را به خاطر نیمه رها کردن تصمیمم سرزنش خواهند کرد، خود را موظف به انجام دادن تعهداتم خواهم دانست.

● وقتی خسته می شوید

کودکی تان را به یاد آورید، آن زمان آرزوها به کوچک و بزرگ تقسیم نمی شد. اگر می خواستید به ماه بروید یا تبدیل به یک فوتبالیست حرفه ای بشوید تنها آرزو نبود بلکه یک خواسته معمولی بود که باید به آن می رسیدید اما وقتی بزرگ تر شدید یاد گرفتید که رؤیاها یا کوچکند یا بزرگ و دنیای محدودیت ها روی شیرین خواستن را برای شما از بین برد.

اما برای رسیدن به آرزوها باید جسارت دوباره کودک شدن و دوباره خواستن را پیدا کنید. در این راه یک اصل را فراموش نکنید. تمام تغییرات بزرگ و کوچکی که در این جهان اتفاق افتاده به خاطر رویای افرادی بوده که می خواستند در دنیا تغییرات بزرگ و خوبی ایجاد کنند. ادیسون، اینشتین، نیوتن و میلیون ها دانشمند دیگر رویای داشتن دنیایی بهتر را داشتند.

اگر رؤیای شما با هدف بهتر کردن دنیای اطراف تان باشد زودتر به نتیجه خواهید رسید. از همین حالا با خود فکر کنید رسیدن به این رویایی که در سر دارید چه خدمتی را به اطرافیان شما خواهد کرد و بعد از آن با برداشتن قدم های کوچک اما پیوسته مسیر را طی کنید. در بین راه خود را ارزیابی کنید و بعد از رسیدن به تغییرات کوچک اولیه به خودتان جایزه دهید تا قدردان این تغییر خوب باشید.

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

3 مسئله مهم در رابطه با ازدواج داریم !

خیلی از دخترها به خیلی از خواستگارهاشون جواب منفی میدن به امید اینکه شرایط بهتری و یا خواستگار بهتری جور بشه اما نمیاد،  نمیشه ، اون کسی رو که می خواستن هنوز نیومده ! 

متاسفانه در این شرایطی که بیکاری کم نیست اوضاع اقتصادی جالب نیست ، بازار آزاد زیاد جالب نیست ، کار دولتی محدوده و برای همه نیست . و معمولا پارتی بازی می خواد و یا خوندن تا مقاطع بالاتر می خواد ، اما خیلی ها که بچه درس خوون نیستن و یا شرایط براشون جور نیست

من میگم با این شرایط باید ساده زندگی کردن را بیاموزیم و اون جزو فرهنگ ما بشه و بر عکس  چشم به هم چشمی ها کمتر بشه . جشن ازدواج ها ساده تر ، مهریه ها خیلی کمتر ، در زندگی مشترک از چشم به هم چشمی ها پرهیز کنیم ساده تر زندگی کنیم ، مخصوصا اسراف نداشته باشیم . از هزینه های غیر ضروری بپرهیزیم . زن  شوهرشو و اقا ،  خانمشو  درک کنه . بچه هایمان را بهتر تربیت کنیم ، زندگی را مدیریت کنیم ، با توجه به شرایطی که در آن زندگی می کنیم  تا  به مشکل بر نخوریم . 

اینکه پسرها و دخترها قبل از ازدواج نیازهای عاطفی و جنسی خود را ارضا کنند تمایل کمتری برای ازدواج دارند . این هم از دیگر مسائلی است که باعث شده آمار ازدواج پایین بیاد

این چند دلیل بود واسه پایین بودن آمار ازدواج و یا بالا رفتن سن ازدواج

دلیل بالا بودن آمار طلاق ها هم کم نیست و من 1 و یا 2 رو میگم :

عدم درک متقابل مثلا خانم هایی که درک نمی کنن اصلا شوهرشون اونهمه که تو ازش انتظار داری،  در آمد نداره و یا آقایونی که خانمشون رو درک نمی کنن و به اون توجه نمی کنن همین باعث شده زبان همدیگه رو خوب نفهمند و یا خانواده ها مخصوصا خانواده داماد که مادر و خواهر شوهر اصلا رعایت نمی کنه و عروسشونو اذیت می کنن با این زبونشون . یه عروس  چقدر باید تحمل داشته باشه که زبان نیش دار اونها رو تحمل کنه ؟!

و یا شوهر به مشکل مالی برخورده و زن دیگه نمی تونه این وضعیت رو تحمل کنه و یا زن و یا مرد عاشق کسی دیگه شده و می خواد با اون باشه و یا عدم شناخت از طرف مقابل باعث شده بعد از ازدواج بفهمه اون همسر جالبی نیست و یا بعد بفهمه اون زن و یا زن بفهمه مردش خیلی پر توقعه  و زن و یا مرد بد بین باشه ، مرد نتونه زن و یا زن نتونه مرد رو خوب از لحاظ عاطفی و یا جنسی ارضا کنه و غیره ، اینها از جمله دلایلی است که می تونه باعث طلاق بشه ...

البته نا گفته نمونه خیلی ها هم در سخت ترین شرایط و یا حتی در این شرایط بد اوضاع اقتصادی که اوضاع بازار آزاد هم جالب نیست و یا کار دولتی هم برای خیلی ها فراهم نیست  و یا خیلی ها هم که سر کار هستند  ، در آمدشون جالب نیست ،  زندگی خوبی دارن ، حتی ازدواج کردن و زندگی مشترک خوبی دارن و از نظر من مرد در سختی ها باید خودشو نشون بده و آدم های موفق در سخت ترین و بدترین شرایط نا امید نمیشن ، اونها یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت از نظر اونها بن بستی وجود نداره ، انها بالاخره راه حلی برای حل مسائلشون پیدا می کنن ، پس در هر شرایطی بستگی به خود شما داره که چگونه با مسائل موجود روبرو بشین مثلا در زندگی مشترک  1 از راه هاش رو گفتم و اون  این بود که به جای تجمل گرایی ویا چشم به هم چشمی ها و توقعات بی جا و زیادی ،  سادگی و ساده زیستن را بیاموزیم و ساده زندگی کنیم .

  مطلب خالی از اشکال نیست . پس  منتظر انتقاد و پیشنهادهاتون هستم . 
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

۷ آرایشی که مردان از آن متنفرند!

 خیلی از ستاره‌ها مثل رایان آدافر (موزیسین) و راسل‌برند (بازیگر) همسرانشان را به آرایش‌نکردن تشویق می‌کنند. حتی یک‌بار راسل‌برند چهره بدون آرایش همسر خود را با افتخار در توئیتر به نمایش گذاشت. به همین بهانه نگاهی داشته‌ایم به موضوع و نحوه آرایش‌کردنی که خانم‌ها طرفدارش هستند و مردان از آن گریزان.

 آرایش

۱-رژ‌های به رنگ‌های نئونی: (نارنجی و صورتی‌های خاص مثل ماژیک‌های لایت) سایه‌های آبی، آرایش‌های براق و برنزه‌های طلایی جزو آرایش‌های بهاری امسال هستند. رژهای نئونی (مثل نارنجی و صورتی‌های خاص) بسیاری از افراد دنیای مد داشتن لب‌های برآمده با رنگ‌های نئونی را زیبا می‌دانند ولی برخی آقایان با این نظر مخالفند و رژهایی با این رنگ‌ها را دور از استانداردهای زیبایی و به کار بردن این رنگ‌ها را خارج شدن از تعادل و عادت‌ها می‌دانند. از آنجا که خانم‌ها به آرایش و مد علاقه دارند باید بدانند که آقایان خیلی از این نوع آرایش‌ها را دوست ندارند و نمی‌پسندند.

۲-کرم‌پودر و زیرسازی‌های سنگین: زیرسازی‌های کلفت و ناهماهنگ با رنگ پوست از موارد بسیار واضح و مورد تنفر آقایان است. از دید هیچ‌کس دوگانه‌بودن رنگ صورت و گردن زیبا نیست. بودن لکه‌های تیره و ناهماهنگ با رنگ پوست در صورت یا روی بینی، چانه و پیشانی اصلا زیبا نیست. حتی خیلی از آقایان پوست چرب را به پوست دو رنگ با لایه‌های کلفت کرم‌پودر ترجیح می‌دهند.

۳-حجم زیاد مو روی سر: دیدن حجم زیادی از مو روی سر اصلا زیبا نیست و صورت را به طور خیلی غیرطبیعی بزرگ و ناهماهنگی سر و بدن ایجاد می‌کند. از بین بردن ناهماهنگی‌ها و تعادل از زیبایی‌های صورت می‌کاهد.

۴-ابروهای خیلی نازک: ابروهای خیلی‌نازک هم از مواردی است که مخالفان زیادی دارد. داشتن ابروهای طبیعی با کلفتی طبیعی خود زیباتر و معقول‌تر است. خیلی‌ها بر این باورند که ابروهای نازک مخصوص افراد عصبی است.

۵-سایه‌های براق: علت دوباره مد شدن سایه‌های براق آبی زیاد مشخص نیست زیرا بیشتر آقایان با این رنگ سایه مخالفند و آن را نخ‌نما و کهنه می‌دانند حتی اگر با روش‌های جدید و متفاوت زده شود.

۶-رژهای قرمز: از نظر آقایان رژ قرمز، مخصوص خانم‌های مسن است. آقایان آرایش‌های محو را ترجیح می‌دهند؛ آرایش‌هایی که مانند گریم تغییرات ایجاد می‌کنند ولی زیاد در چشم نیستند.

۷-آرایش براق: این نوع آرایش ممکن است برای تنوع و گاهی مطلوب باشد ولی نباید اصل آرایش قرار گیرد. زیرا این نوع هم غیرطبیعی است.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

همه چیز درباره افسردگی
مردم که از یک بیماری افسرده کننده رنج می برند. هزینه اقتصادی برای این اختلال بالاست اما هزینه رنج بردن انسانها نمیتواند برآورد شود. افسردگی خطرناک می تواند زندگی خانوادگی بیمار را همچون زندگی خود فرد بیمار تباه کند. بیشتر مردم با یک بیماری افسرگی درمان را جستجو نمی کنند با اینکه درمان به اکثریت متعددی_حتی آنهایی که افسردگیشان به شدت سخت است_ می تواند کمک کند.

یک اختلال افسرده کننده چیست؟

یک اختلال افسرده کننده یک بیماری است که جسم / حالات و فکر را درگیر میکند.

این بیماری بر طریقه خوردن و خوابیدن / طریقه احساس یک فرد درباره خودش و طریقه فکر کردن در باره موجودات تاثیر می گذارد . یک اختلال افسرده کننده شبیه به یکحالت زودگذر افسردگی نیست. این نشانه یک ضعف فردی یا یک وضعیت که ارادی است یا خواستنی است ، نمی باشد. افرادی با یک اختلال افسرده کننده به تنهایی نمی توانند بر اعصاب خود تسلط پیدا کنند و بهتر شوند. نشانه ها بدون درمان می تواند برای هفته ها ، ماهها یا سالها طول بکشد. درمان مناسب میتواند به اغلب مردمی که از افسردگی رنج می برند کمک کند.

انواع افسردگی:

اختلال افسرده کننده در شکلهای مختلف می آید، میتواند درست قبل از هنگامیکه بیماریهایی همچون بیماری قلبی روی دهد، این اختلال پدید آید. این مقاله بطور خلاصه سه نوع بسیار رایج اختلال افسردگی را شرح میدهد. اگرچه درون این انواع، اختلافاتی در تعداد علایم، شدت آنها و دوام ایشان وجود دارند.

افسردگی بوسیله یک ترکیب علائم آشکار شده است که این علایم با توانایی کار کردن، مطالعه کردن، خوابیدن، خوردن، و لذت بردن بیشتر از فعالیت ها مداخله میکند.

بخشهای ناتوان کنندگیِ افسردگی، ممکن است تنها یکبار اتفاق بیفتد اما بیشتر بطور عادی در زمانهای متعددی در یک دوره حیات یک انسان بیمار رخ می دهند. 

یک نوع افسردگی با شدت کم  {دیستیمیا } است که در آن:

دوره طـولانی درگیر شـدن ، نـشانه هـای مـزمـن کـه آشـکـار نـیستند، امــا از تندرستی موجود یا از احساس خوب داشتن ممانعت می کنند ، دیده میشـود. بـعـلاوه بسیاری از افـراد با دیسـتیـمـیا، بـخشـهایی از  افـسردگـی عـمده را در برخی از زمانهای زندگیشان تجربه می کنند.

نوع دیگری از افسردگی {اختلال دو قطبی} است همچنین بیماری دیوانگی افسردگی نامیده میشود. تقریبا (مانیک_دپرسیو) به متداولی اشکال دیگر  اختلالات افسردگی نیست.

اختلال دو قطبی بوسیله تغییر متناوب حالت توصیف شده است:

(تغییرات با) شدت بالا = دیوانگی (هیجان بی دلیل و زیاد)  و

(تغییرات با) شدت کم = افسردگی (پریشانی)

گاهگاهی عوض شدن حالت(حالات) مهیج و سریعند / اما اغلب تغییر حالات آهسته هستند. وقتی (که فرد) در دوره افسرده است میتواند هیچ علامتی نداشته باشد یا دارای همه علایم افسردگی باشد. هنگامیکه (فرد بیمار) در دوره شیدایی است، ممکن است:

بیش فعال، بیش از حد پر حرف، و پر انرژی (هایپر انرژی) باشد. شیدایی به کرات بر روی فکر کردن، داوری، و رفتار (رفتارهای) اجتماعی تاثیر می گذارد، گاهی اوقات نیز سبب مشکلات خطرناک و خجالت آوری میشود.

برای مثال: فرد در مرحله شیدایی ممکن است احساس خود بزرگ بینی غیر واقعی کند، یا سرشار از  برنامه های جدی و غیر واقعی اعم از تجارت غیر عاقلانه تا خوشیهای ناممکن باشد. شیدایی بدون درمان باقی می ماند، و ممکن است وضع یک بیمار روانی را بدتر کند.

نشانه های افسردگی و شیدایی (مانیا)

در یک فرد که افسرده است یا مانیا را تحمل میکند همه نشانه ها وجود ندارد.

اغلب مردمی تعداد کمی از نشانه ها را تجربه می کنند، برخی تعداد زیادی  از نشانه ها را تجربه می کنند.

افسردگی :

* اندوهگینی / دلواپسی مداوم یا بی حوصلگی ( تهی شدن از حوصله)

* احساس نا امیدی کردن، بدبینی

* احساس گناه کردن، بی ارزشی، بیچارگی

* فــقدان علاقه یا لذت بردن از سرگرمیها و فعالیتهایی که سابقاً (برای فرد) لذت بخش

  بوده اند، شامل روابط جنسی.

*  کاهش یافتن انرژی، خسته شدن، قدم به قدم سست شدن

* اشکال (در) تمرکز کردن، به خاطر آوردن، تصمیم گیری

* بیماری بی خوابی، صبح زود بیدار شدن، یا خواب ماندن

* اشتها و / یا کاهش وزن یا پر خوری و زیاد شدن وزن

* اندیشیدن به مرگ یا خودکشی ، مبادرت کردن به خودکشی

* بی قراری، زودرنجی

* مداومت نشانه های جسمانی کـه بـه درمـان  پـاسـخ نــــمی دهند ، مثل سردردها ، اختلالات گوارشی ، و درد مزمن.


دیوانگی / شیدایی
:

* شادی غیرطبیعی یا بیش از حد

* زودرنجی غیرعادی

* کاهش یافتن نیاز به خواب

* اندیشه های بزرگ غیر طبیعی

* افزایشِ حرف زدن و مکالمات (پر گویی !!!)

* اندیشه های رقابت (تفکر رقابتی داشتن غیر واقعی با سایرین)

* افزایشِ میل به روابط جنسی 

* افزایشِ انرژی قابل ملاحظه

* ناتوانی در داوری (داوری نامطلوب)

* رفتار اجتماعی نامناسب  


دلایل افسردگی :

برخی از دلایل ادامه یافتن افسردگی در خانواده ها به این امر اشاره میکنند که یک آسیب پذیری زیست شناختی ارثی می تواند دلیل افسردگی باشد. به نظر میرسد اختلالات دو قطبی می تواند (ارثی)باشد. مطالعات درباره خانواده ها هنگامیکه (در) اعضای هر نسل (آنها) اختلال دوقطبی توسعه یافته است نشان داده است که: آنهاییکه داری بیماری (دوقطبی) هستند یک مختصری آرایش ژنتیکی متفاوتی دارند نسبت به آنهاییکه بیماری را کسب نکرده اند.

اگرچه  عکس این مورد صحیح نیست یعنی:  نمیتوان گفت هرکسی که آرایش ژنتیکی کمی متفاوتی نسبت به سایرین داشت قطعاً  به اختلال دوقطبی مبتلا می شود. احتمالاً استرسها در خانه / (محل) کار / یا مدرسه در حمله فرد دخیل هستند. در برخی خانواده ها افسردگی نیز بنظر می رسد نسلی بعد از نسل دیگر اتفاق بیفتد. هرچند این (امر) میتواند در مردمی که هیچ سابقه خانوادگی افسردگی ندارند نیز روی دهد. ارثی بودن یا ارثی نبودن افسردگی غالب اوقات با تغییراتی در ساختار و عمل مغز مربوط شده است. بیماریهایی همچون سکته مغزی/ یک حمله قلبی/ بیماری پارکینسون (فلج مرتعش)/ و اختلالات هورمونی میتوانند موجب اختلال افسرده کننده شوند. این بیماریها فرد بیمار را اندوهگین می سازد و او را برای علاقه داشتن به نیازهای جسمانیِ خودش بی میل می سازد بدینگونه دوره بهبودی (بیمار) به تاخیر می افتد. علاوه بر این یک فقدان جدی / ارتباط مشکل (سخت)/مشکل مالی/ یا هر دگرگونی پر دغدغه ای(ناخواسته یا حتی خواسته) درطرح(الگوی) زندگی می تواند به افسردگی شتاب ببخشد.

افسردگی در زنان :

زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان افسردگی را تجربه می کنند. بسیاری از عوامل هورمونی ممکن است در افزایش سرعت افسردگی در زنان شرکت کنند بخصوص عواملی همچون:

تغییرات چرخه مربوط به عادت ماهیانه، بارداری، سقط جنین غیر عمدی،  دوره پس از وضع حمل، قبل از یائسگی و یائسگی. بعلاوه بسیاری از زنان با استرسهای اضافی همچون مسئولیتهای محل کار و خانه را دارا بودن، تک والدینی بودن (بدون همسر بودن برای سرپرستی فرزندان) ، و مواظبت کردن از  کودکان و والدین سالخورده مواجه می شوند. اخیراً نشان داده اند که در مورد سندرم قبل از قاعدگی سخت(پی ام اس ) در زنانی که آسیب پذیری قبلی این مساله را دارند، این زنان تسکینی در حالت و نشانه های جسمانی را زمانی که هورمونهای جنسیشان متوقف شدند ، تجربه می کنند.

مدت کوتاهی بعد از اینکه هورمونها مجدداً خود را نشان می دهند نشانه های پی ام اس مجدداً در آنها توسعه می یابند. زنانی بدون یک تاریخچه پی ام اس هیچ تاثیر حاصل از تغییرات هورمونی را نشان نداده اند. همچنین بسیاری از زنان خصوصاً بعد از زایمان نوزادشان آسیب پذیر هستند.

تغییرات هورمونی و فیزیکی همچنین مسئولیت یک زندگی جدید بهم می پیوندند ومی توانند عواملی باشند که منجر به افسردگی پس از وضع حمل در برخی از زنان میشوند. تا هنگامیکه افسردگیهای زودگذر در مادران جدید معمول هستند، افسردگی یک رویداد طبیعی نیست و به مداخله فعال نیاز دارد. رسیدگیهای ابتدایی عبارتند از: درمان بوسیله یک پزشک دلسوز و حمایت عاطفی خانواده برای مادر جدید، به منظور یاری کردن به او برای بهبودی یافتن و آسایش جسم و ذهنش و توانا ساختن او برای توجه کردن به خود و لذت بردن از کودکش.

افسردگی در مردان :

اگرچه مردان محتملاً  کمتر از زنان از افسردگی رنج میبرند، 3 تا 4 میلیون مرد در ایالات متحده امریکا تحت تاثیر این بیماری واقع شده اند. مردان کمتر از زنان افسرده شدن خود را تصدیق میکنند و پزشکان کمتر به آنان (در مورد ابتلا به بیماری) مظنون میشوند. میزان خودکشی در مردان 4 برابر زنان است اگرچه بسیاری از زنان بیش از مردان به آن اقدام می کنند. در حقیقت ، بعد از سن 70 سالگی ، میزان مردانی که خودکشی می کنند افزایش پیدا میکند ، و حداکثر این میزان خودکشی به بعد از 85 سالگی میرسد. همچنین افسردگی در مردان بطور متفاوتی از زنان ، سلامت جسمانی(آنها را میتواند تحت تاثیر قرار دهد. یک مطالعه جدید نشان می دهد که : اگرچه افسردگی با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای عروق قلبی در هردوی مردان و زنان ارتباط دارد، اما عمدتاً مردان از میزان بالای مرگ و میر (بر اثر ابتلا به بیماری قلبی) رنج میبرند. افسردگیِ مردان غالب اوقات بوسیله استعمال الکل یا مواد مخدر بروز میکند یا بوسیله عادت جامعه پسندِ کار کردنِ بیش از اندازه با ساعتهای طولانی پنهان میشود. افسردگی نوعاً در مردانی که احساس نا امیدی و غیر کارآمد بودن میکنند ظاهر میشود و کج خلق ، عصبانی ، دلسرد میشوند بنابراین تشخیص افسردگی ممکن است در چنین مردانی سخت باشد. حتی اگر یک مرد تشخیص بدهد که افسرده شده است ،  ممکن است به نسبت یک زن مساعدت کمتری را جستجو کند. تنها زمانی میشود به یک مرد کمک کرد که افسردگی را همچون یک بیماری حقیقی که نیاز به درمان دارد ، درک کرده باشند.

ارزیابی تشخیصی و درمان:

اولین گام برای بدست آوردن درمان مناسب برای افسردگی یک آزمایش فیزیکی بوسیله پزشک است. برخی داروها و برخی وضعیت های پزشکی همچون یک عفونت ویروسی میتواند سببِ بروز علائم مشابه ، مانند افسردگی شود و پزشک می بایست این احتمالات را بواسطه آزمایش ، مذاکره ، و تستهای آزمایشگاهی رد کند. دکتر می بایست درباره مصرف کردن الکل و مواد مخدر سوال کند ، و اگر بیمار اندیشه هایی درباره مرگ یا خودکشی دارد درباره آنها هم از بیمار سوال بپرسد.

اگر الگوهای سخن یا اندیشه یا حافظه ، همچون افسردگی یا بیماری دوقطبی فرد را تحت تاثیر واقع دهد، یک ارزیابیِ تشخیصی که دربرگیرنده یک آزمون تعیین کننده وضعیت روانی بیمار است بایست صورت پذیرد . انتخاب درمان به نتیجه ارزیابی بستگی خواهد داشت. داروهای متنوع ضد افسردگی و روان درمانیهایی که میتواند سودمند باشد برای درمان اختلالات افسرده کننده ، وجود دارند.

روان درمانی ها:

بسیاری از اشکال روان درمانی شامل برخی دوره های کوتاه (10 تا20 هفته ای)درمانها،می توانند به افراد افسرده شده کمک کنند.

{ گفتگو درمانی} کمک می کند بیماران بینش درونشان بهبود یابد ، و مشکلاتشان را بواسطه تبادل شفاهی با درمانگر رفع کنند ، گاهی اوقات  مابین جلسات ، تکلیف منزل برای بیمار  در نظر گرفته می شود.

{رفتار درمانی} کمک میکند به بیماران که بیاموزند چگونه میتوانند رضایت بیشتر و پاداش هایی  بواسطه فعالیتهای خودشان بدست بیاورند و چگونه می توانند الگوهای رفتاری ای را که به افسردگی کمک میکند یا نتیجه افسردگیشان می باشد را از یاد ببرند.

درمانهای شناختی / رفتاری به بیماران کمک میکند که شیوه های تفکر و رفتار منفی ای را که غالباً با افسردگی مرتبط بودند را  تغییر دهند.

چگونه می توانید به خود کمک کنید اگر افسرده هستید ؟

اختلالات افسرده کننده احساس خستگی ، بی ارزشی ، درماندگی ، و نومیدی  را پدید می آورند. چنین اندیشه های منفی و احساساتی سبب می شود افراد احساس مایوس شدگی بوجود آید. افکار منفی هنگامیکه درمان شروع میشود کم کم ناپدید میشوند در ضمن:

*  قرار دادن اهداف واقع بینانه از نظر افسردگی و بعهده گرفتن یک مقدار از مسئولیت.

* خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک ، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می توانید به همان اندازه که میتوانید!

* کـوشـش بــرای با سایر مردم بودن و اعتماد کردن به یکی از آنها ، این معمولاً از تـنـها بودن و مرموز بودن (پنهان کار بودن)  بهتر است .

سهیم شدن در فعالیتهایی که میتواند احساس بهتری برای شما بوجود بیاورد.

* ورزش معتـدل (مـلایـــم) ، رفتن به یک سینما ، یک توپ بازی ، یا شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی ، اجتمـاعـی ، یـا سـایـر فـعـالــــیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند .

* به تدریج نه فوراً ، منـتـظرِ بـهبـود یـافـتـنِ حـال  بـودن ، احســــاس بهتری داشتن زمان میبرد.

* به تـعـویـق انـداخـتنِ تصمیماتِ مهم تا زمانی که افسردگی برطرف شود  توصیه شده است. پیش از تصمیم گــرفتن برای بوجود آوردنِ یک تحول مهم _ تغییر کار / ازدواج کردن یا طلاق گرفتن  ، گـفــتگو کردن با سایر کسانی که شما را به خوبی می شناسند (مثل خانواده یا دوستان صمیمی )و وضعیت شما را بهتر درک کرده اند موثر است. 

عده ی کمی افسردگیـــشـان بـه ســرعت بهبود می یابد . اما آنان می توانند روز به روز کمی احساس بهبود یافتگی داشته باشند .

* به خاطر داشته باشید ، مثبت اندیـشی مـی تـوانـد بــا منفی اندیشی که بخشی از افسردگی است ، جایگزین شود و مانند واکنش نشان دادن افسردگی شما به درمان ،  ناپدید خواهد شد .

* به خانواده و دوستانتان اجازه دهید به شما کمک کنند .

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

هستی من،ماااااادرم
http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2155075/7.jpg


ای زن، ای تصویرِ پاکِ نقش بندِ کایناتای تو را خوانده همه، پیدایی عشق و حیاتاین ودیعه کرده در تو، آفرینشگر که چونپروریدِیم، در تنت از خونِ خود در اندرون

 




تقدیم به مادرم و تمام مادران دلسوز


مادرم ای زیباترین مخلوق خدا

ای  فرشته ی زمینی

ای  موجودی که واژه ها نیز در توصیفت عاجزند

ای که،دستم گرفتی و به من رسم زندگانی آموختی

از کدامین خوبی هایت بگویم؟!!

از نه ماه سختی و از خود گذشتگی،که مرا در وجودت پروراندی...

از شب بیداری های که میکردی تا مبادا آرامش من بهم خورد...

از روز اول راهی شدن به مدرسه که پا به پای من می آمدی...

از دعاهایی که بر سر جانماز برای من و موفقیتم میکردی و آرام میگریستی...

از کدامین محبت بی انتهای تو سخن گویم!!!!؟؟

مادرم

کاش بدانی که تمام دنیایم خلاصه شد در عشق ورزیدن به تو

به راستی که بهشت ارزانیت باد...

مادرم تا ابد،تا جای که نفس یاری میدهد،دوستت خواهم داشت


مادرمهربانم روزت مبارک باد

********************

به امید آنکه نبینیم اشک مادرانمان را مگر از سر ذوق و به امید عمر طولانی و سلامتی برای آنان

و آرزوی صبر دارم برای آنان که محروم اند از حضور گرم مادر

بیایید قدر لحظات خود را بدانیم...!!


روز مادر و روز زن مبارک باد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

احساس درد و استفاده از مسکن ها
احساس درد دلایل  زیادی دارد و می تواند به علت تاثیر بیماری بر بدن شما باشد، یا در اثر درمان و یا به علت وضعیت روحیتان در شما ایجاد گردد. دلیل آن هر چه باشد به یاد داشته باشید که می توان آن را درمان کرد‌‌. لازم نیست با درد زندگی کنید، هیچ دو نفری درد را یک جور تجربه نمی کنند. درد شما  منحصر به شماست و شما تنها کسی هستید که آن را حس می کنید، و تنها کسی هستید که می تواند آن را توضیح دهد.

اما چه موقع می توانیم از داروهای ضد درد استفاده کنیم؟

آیا برای هر دردی می توان از مسکن استفاده کرد؟

آیا هر دردی را باید تحمل کرد؟                                                                                                  

دکتر" مهران کوچک "در گفت وگو با ايسنا، درباره ضرورت مصرف قرص هاي مسکن به هنگام بروز درد عنوان کرد: مسکن ها، داروهاي ضد دردي هستند که براي کنترل دردهاي معمولي و روزمره اي که مردم دارند استفاده مي شود و از طريق مراجعه به داروخانه به راحتي قابل تهيه هستند. وي در پاسخ به اين پرسش که آيا مردم به عنوان شهروندان عادي مجازند داروهاي ضد درد ساده اي چون استامينوفن، بروفن و ديکلوفناک را تهيه کرده و از آنها براي دردهاي ساده اي چون سردرد، کمردرد يا دردهاي دوران قاعدگي استفاده کنند، اظهار کرد: اين حق براي همه مردم محفوظ است که داروهای OTC را از داروخانه ها تهيه و مورد استفاده قرار دهند.
اين متخصص بيهوشي، ادامه داد: اگر شخصي به يک درد تکرارشونده چون سردرد که به دنبال استرس رخ مي دهد مبتلا شود، اما اين درد به کمک مسکن هاي معمولي که هميشه استفاده مي کرده است کنترل نشود و 48 ساعت به طول بينجامد، حتما بايد به پزشک مراجعه کند و مصرف داروهاي ضد درد ساده را بيش از دو روز ادامه ندهد. کوچک، با بيان اين که متاسفانه الگوي مصرف دارو در کشور به طرز صحيحي شکل نگرفته است، گفت: مردم عادت کرده اند زماني که درد دارند، بدون نسخه دارو تهيه کرده  و مصرف آن را ادامه داده و حتي به فرزندان خود نيز بدهند. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي تاکيد کرد: مصرف بيش از اندازه مسکن ها به صلاح نيست. دبير انجمن بررسي و مطالعه درد در ايران در پاسخ به اين پرسش که آيا هر مسکني را براي هر دردي مي توان مورد استفاده قرار داد، عنوان کرد: برخي دردها نظير دردهاي شکمي که فرد هيچ گونه تجربه اي در مورد علت بروز آن ندارد و براي اولين بار تظاهر يافته اند، دردهايي نيستند که فرد براي درمانشان به سراغ مسکن ها برود. وي اضافه کرد: معمولا مي توان مسکن هايي چون استامينوفن را براي دردهاي ساده که پيچيدگي خاصي نداشته و تکرار شونده هستند و سال هاست که بيمار با آن سر و کار دارد، مورد استفاده قرار داد. اما براي هر دردي نبايد ابتدا از مسکن ها استفاده کرد.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، دردهاي فوري، ناگهاني يا حاد مثل دندان درد شديد، يک درد شکم ناگهاني يا درد در قفسه سينه را به منزله علامت هاي خطري که نبايد دست کم گرفته شوند دانست و اظهار کرد: بيمار نبايد اين دردها را تحمل نکند. اما به هنگام تشديد دردهاي کهنه و مزمن مي توان از مسکن هاي معمولي استفاده کرد. وي همچنين درباره افرادي که درد را تحمل  کرده و از داروهاي مسکن براي بهبود وضعيتشان استفاده نمي کنند، گفت: تحمل درد يا آستانه درد در ميان افراد در هر اجتماعي تفاوت دارد. ما براي درک اندازه درد، يک شاخص عددي در نظر مي گيريم که بين صفر تا 10 است. درد يک پديده حسي است و مانند قند خون نمي توان آن را اندازه گرفت. معمولا از فردي که درد دارد سوال مي کنيم به دردي که دارد چه نمره اي مي دهد. کوچک اضافه کرد: به عنوان مثال مقياس عددي تحمل درد به هنگام شکستگي ران 9 و 10 است، تحمل اين درد خوب نيست و باعث اضافه شدن دردها و ناراحتي هاي بعدي مي شود. عدد درد 3 و 2 قابل تحمل است و با مسکن هاي ساده قابل کنترل است، اما تحمل دردهايي بالاتر از مقياس عددي 3 جايز نيست.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

آنژیوگرافی کرونری
تازه هاي جراحي قلبmilford می نویسد "مستقیم ترین روش برای کشف اشکا لات عروق کرونری قلب آنژیو گرافی است که در واقع عکس برداری ویژه اشعه ایکس از    عروق کرونر قلب است مواد رنگی به طور مستقیم بداخل عروق کرونرتزریق می شوند.به این طریق پزشک  قادر به  شناسایی عروق روی صفحه عکس می شود.

  چون قلب مرتب در حال حرکت است عکس ها روی فیلم و یا نوار ویدئوضبط می شوند. برای این کار احتیاج به ابزار و لوازم گران قیمت است و به همین دلیل آنژیو گرافی کرونری را نمی توان در همه بیمارستان ها انجام داد .برای دریافت تصویر از شریان های کوچک می بایست ماده رنگی را به طور مستقیم در آنها تزریق کرد.یک لوله ظریف به نام کاتتر معمولاً از طریق شریانی که در کشاله ران وجود دارد و البته گاهی از طریق شریانهای آرنج به قلب فرستاده می شود.این قسمت ها قبلاً به طور موضعی بی حس می شوند و سپس کاتتر از طریق شریان مربوط به سمت قلب فرستاده میشود.در هنگام این کار بیمار معمولاً چیزی احساس نمیکند اما زمانی که کاتتر به قلب می رسد امکان بروز طپش قلب وجود دارد.پس از تزریق ماده رنگی بداخل عروق کرونری قلب ،تصاویری از زاویه های مختلف از قلب برداشته میشود.در هنگام عکسبرداری می بایست فرد 10-تا 15 ثانیه نفس خود را نگه دارد.آنژیو گرافی کرونری امروزه یک روش معاینه مطمئن و روتین است.عوارض آن نادر و احتمال وقوع عوارض جدی کمتر از یک نفر از هزار مورد است.  بزرگ ترین خطر که البته خوشبختانه بندرت پیش میآید،احتمال وقوع سکته قلبی است.از عوارض بی خطر تر میتوان بروز آلرژی در اثر ماده رنگی در کشاله ران یا مچ دست و یا آسیب به شریانها در این قسمت ها را نام برد.انجام آنژیو گرافی کرونری برای همه بیماران مبتلا به آنژین صدری و یا سکته قلبی ضروری نیست.اکثر پزشکان آن را فقط برای بیمارانی تجویز میکنند که بیمار سود واقعی از یک جراحی قلب و یا آنژیو پلاستی پس از آنژیوگرافی را ببرد.انجام آنژیوگرافی کرونری تقریباً 40 دقیقه طول می کشد ولی فرد بیمار میبایست پس از این آزمایش برای چندین ساعت دراز بکشد تا احتمال بروز خون ریزی به حداقل برسد.آن قسمت هایی از بدن که کاتتر برای رسیدن به قلب از آنها عبور کرده دچار تغییر رنگ می شوند و برای چند روز حساس خواهند بود.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 1:27 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

زندگی خائنین(متفاوت!)
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت :
-  می خواهم ازدواج کنم .

 پدر خوشحال شد و پرسید :   
-   نام دختر چیست ؟

مرد جوان گفت :
-  نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند .

پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و گفت :
-  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج  کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی  به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را  آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود .

با  ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :
-  مادر من می خواهم  ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او  خواهر توست ! و نباید به تو بگویم .

مادرش لبخند زد و گفت :
-  نگران نباش پسرم .  تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی .

چون تو پسر او نیستی . . . !

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

پیشنهاد هایی برای خوشحال کردن شوهران / خانم ها بخوانند
فال عشق

غریزه مادری به زنان کمک می کند تا تغییرات کوچک را خیلی سریع درک کنند همانطور که این تغییرات را درکودکشان شهود می کنند. بیشتر زنان همین درک و شهود را نسبت به همسرانشان دارند و اگر چیزی در این رابطه تغییر کند آن را به راحتی متوجه می شوند. در بیشتر موارد آنها نمی دانند باید چه واکنشی دربرابر این تغییرات داشته باشند و چگونه رفتار کنند و آنقدر از این تغییرات شوکه می شوند که نمی توانند ریشه و علت این تغییرات را بفهمند و با یادآوری خوبی ها، از خودگذشتگی ها و وفاداری هایشان به خود دلداری می دهند و مدام این جمله را تکرار می کنند «حق من نیست که زندگیم اینجوری بشه» و درنهایت به این نتیجه می رسند که «مردا سروته یه کرباسن و نمی شه ازشون بیشتر از این انتظار داشت»…

به گزارش ایران ویج ، اگر شما هم احساس می کنید رفتار همسرتان مثل همیشه نیست، عادت هایش عوض شده اند، احساساتش نسبت به شما تغییر کرده است او را شاد نمی بینید و اعتمادتان را از دست داده اید به جای نگرانی و ترس از دست دادن رابطه، تلاش کنید تا درک درستی از این وضعیت پیدا کنید و اوضاعتان را سروسامان بدهید. تلاش شما این نیست که با همسرتان دعوا و درگیری راه بیندازید، پیشاپیش از خودتان و عملکردتان دفاع کنید، ضعف هایتان را بپوشانید، به دنبال متهم باشید و با تندروی و بدرفتاری از حقوق خودتان دفاع کنید. زمانی که این تغییرات را در زندگی احساس کردید پیش از هر واکنشی لازم است کمی تامل کنید و از خودتان صادقانه بپرسید «چه چیزی باعث شد رفتار همسرم عوض بشه؟ چرا اون دیگه درکنار من شاد نیست؟». کمی به عملکردتان دقت کنید و ببینید چرا او مثل قبل در این رابطه خوشحال نیست؟ چرا برای زندگی تلاش نمی کند و شما در اولویت زندگی اش نیستید. این پرسش ها به شما کمک می کند وضعیت خودتان را ارزیابی کنید و علت تغییرات عاطفی همسرتان آشنا شوید:



● آیا شور و هیجان مرده است؟

چقدر تلاش می کنید تا رابطه زناشویی تان را شاداب و پرهیجان نگه دارید؟ آیا هنوز همسرتان را قابل کشف و شناخت می دانید و یا فکر می کنید زندگی مشترک در درازمدت شما را تبدیل به دو همخانه کرده است؟ متاسفانه نباید انتظار داشته باشید شوهرتان این هیجان را به تنهایی ایجاد کند. بسیاری از مردان نمی دانند چطور باید یک رابطه را بانشاط و پرشور نگه داشت اما توقع دارند همسرشان این شادابی را در زندگی حفظ کند. همیشه قدم های اساسی را شما باید برای اینکار بردارید. همسرتان متوجه تلاش شما می شود و ارزش آن را درک خواهد کرد و پابه پای شما پیش خواهد آمد، اما توقع دارد نقش فعال را شما داشته باشید.

راه های زیادی برای اینکه رابطه تان را در اوج نگه دارید وجود دارد، شما می توانید:

▪ غافلگیرش کنید:

یکی از کارهایی که برای بسیاری از مردان امروزی جالب است این است که گاهی با چیزهای ساده غافلگیر شوند. آنها کار بسیار فوق العاده ای انتظار ندارند اما می خواهند تحرک و نشاط را احساس کنند. هرازچندگاهی او را با چیزهایی که دوست دارد یا انتظارش را نمی کشد غافلگیر کنید.

▪ به خودتان اهمیت بدهید:

همین که شما اعتمادبه نفس داشته باشید برای همسرتان بسیار هیجان انگیز است. یک شوهر متعادل و کسی که مشکلات روحی و فکری و عقاید خاصی نداشته باشد از اینکه شما را قدرتمند ببیند لذت می برد. اینکه شما به توانایی ها، استعدادها و زیبایی ظاهریتان توجه کنید و آنها را دست کم نگیرید به همسرتان روحیه و انگیزه می دهد. او در کنار شما شاد خواهد بود و نقطه ضعف هایتان را قابل قبول خواهد دانست اگر خودتان چنین طرز تفکری داشته باشید. فراموش نکنید که مردها دوست دارند پز توانایی ها و برتری های همسرشان را بدهند. پس سعی کنید مهارت های تان را بیشتر کنید، اهل مطالعه باشید، فعال و باانرژی باشید. اگر شما چنین شخصیتی دارید اما همین مسئله او را آزار می دهد دیگر نگران خودتان نباشید چون این مشکل فکری شوهرتان است نه شما!

▪ بی توجه نباشید:

نکات بسیار کوچک و ظریفی هستند که شما با توجه به آنها می توانید حضور همسرتان را جدی بگیرید و او را متوجه عشق و علاقه خودتان بکنید. تصور کنید یک نفر هر روز صبح با نشاط و لبخند به شما صبح بخیر بگوید، صبحانه گرم آماده کند، برنامه کاریتان را بپرسد و شما را برای شروع یک روز خوب آماده کند، چه تاثیری در شما می گذارد؟ نمی توانید در خوشایندی این نوع رفتار شک کنید و تاثیر مثبت آن را انکار کنید پس اگر همسرتان واقعا خواهان این است که شما اینگونه رفتار کنید منتظر چیز دیگری نمانید. البته چنین رفتارهایی متقابل است و همسرتان نیز باید به همین نکات ساده توجه کند. اما بالاخره یک نفر باید شروع کننده باشد و چه بهتر که آن شروع کننده شما باشید.

▪ از داستان های تکراری خسته نشوید:

حتما همسرتان بارها و بارها یک ماجرا را برای شما با آب و تاب تعریف کرده است. خیلی خسته کننده به نظر می آید که او هربار ماجراهای خاصی را برایتان تعریف کند؟ چه اشکالی دارد؟ همین عادت را بهانه ای برای گفتگو بدانید و سعی کنید طوری به حرف هایش گوش بدهید که انگار هیچ وقت آنها را نشنیده اید. مشخص نیست که چرا مردها چنین عادتی دارند اما چرا به آن احترام نگذارید و طوری رفتار کنید که او از هم صحبتی با شما ناامید نشود؟ روشتان را تغییر بدهید. سعی کنید هربار به داستان هایش گوش کنید، به لطیفه های تکراریش بلندتر بخندید و طوری نگاهش کنید و مشتاق باشید که انگار هرگز آن را نشنیده اید. جالب است نه؟

▪ فوتبالی شوید:

شاید به نظرتان عجیب باشد که همسرتان بخاطر اینکه او را در علایق شخصیش همراهی نمی کنید از شما دلسرد و مایوس شود. چه فکر کرده اید؟ او به همین سادگی راهش را از شما جدا می کند. او فوتبال دوست دارد؟ عاشق بازی های رایانه ای است؟ عاشق روزنامه و وب گردی است؟ دوست دارد هرشب فیلم ببیند؟ چرا همراهیش نمی کنید؟ کار بسیار ساده ای است اما برای همسرتان بسیار معنادار است. شماهم که بدتان نمی آید او همه چیز را باشما شریک شود!

▪ مسحور فرزند نشوید:

از شما بعید نیست که با تولد فرزندتان خود را وقف او بکنید و انتظار داشته باشید که همه توجه و حمایت و ارزش های خانوادگی حول محور فرزندتان باشد. اگر زمینه این نوع رفتارهای اغراق آمیز را درخودتان می بینید و یا به همین روش عمل می کنید، نیاز به بازبینی در تعریف خانواده، زن و شوهر، جایگاه فرزند و مفهوم رابطه دارید. عصبانی نشوید اگر همسرتان کنار بکشد، همراهیتان نکند و جایگزین های دیگری برای شما پیدا کند.

▪ او هم به دنیا آمده است:

گرفتن یک جشن تولد خانوادگی ساده ترین کاری است که می توانید برای شادکردن همسرتان انجام بدهید. همه ما از اینکه دیگران در روز تولدمان به یادمان باشند لذت می بریم. شوهر شما هم یکی از کسانی است که تولد برایش معنای خاصی دارد. سعی کنید روزها و مناسبت های خاص را همیشه به یک روش و با یک عادت برگزار نکنید. گاهی تولد با دوستان خانوادگی را امتحان کنید، گاهی تولد دونفره بگیرید و گاهی هم با اعضای خانواده. این کار را طبق یک وظیفه انجام ندهید و هربار آن را متفاوت، پرشور و باانگیزه جشن بگیرید. فقط شما به دنیا نیامده اید، او هم به همه این نوع توجه ها نیاز دارد.

▪ مشکوک نباشید:

بنای زندگی تان را بر اعتماد به یکدیگر بگذارید. مدام او را کنترل نکنید. در هر حرکت ساده همسرتان به دنبال بدبینی نباشید. این عادت که همه شماره تلفن ها را کنترل کنید. پیامک ها را بخوانید و یا از او بپرسید چی خریدی؟ کجا خریدی را کنار بگذارید. خودتان را از تصورات بدبینانه خلاص کنید. برای اینکه او را درکنار خودتان داشته باشید باید کارهای مفیدتری به جز کنترل همسرتان انجام بدهید.

▪ از خانواده شوهر معضل نسازید:

مادر شوهر و خواهر شوهر را اولویت تاثیرگذار در زندگی تان ندانید. آنها می توانند خوب یا بد باشند، ممکن است شما را ناراحت کنند، ممکن است احساس کنید آنها قصد دخالت در زندگی تان را دارند. صرف نظر از اینکه آنها چه می کنند، خوب هستند یا نه نباید همسرتان را بخاطر رفتار خانواده اش تحت فشار قرار بدهید. او را مجبور نکنید پاسخگوی رفتار خانواده اش باشد. این کار غیرضروری است و تنها نتیجه اش این است که او سعی می کند در این تنش از شما فاصله بگیرد یا احساس حقارت کند، مقابله به مثل کند و افسرده شود. به وجود آمدن چنین شرایطی باعث می شود او درکنار شما شاد نباشد و احساس آرامش نکند.

▪ او را ببخشید:

اگر قرار است شوهرتان را بخاطر خطایی که کرده است و برای شما گران تمام شده است ببخشید او را از صمیم قلب ببخشید. اگر او پشیمان است طوری رفتار نکنید که او با یادآوری آن شرمنده شود. او را واقعا ببخشید و آن را فراموش کنید. نگرانی از اینکه «او هرگز فراموش نمی کنه» باعث می شود همسرتان از شما فاصله بگیرد حتی اگر واکنشی که نشان می دهد خشونت و آزار بیشتر شما باشد. اگر واقعا قصد دارید همسرتان را ببخشید و زندگی کنید به همسرتان این موضوع را بفهمانید.

▪ هرچه می خواهد دل تنگت نگو:

از دست شوهرتان به دلایل منطقی عصبانی هستید؟ حق با شما است اما عصبانیت شما مجوزی برای تحقیر و توهین به همسرتان نیست. شما باید در هرحالتی پایبند به اخلاقیات باشید. اخلاق به شما توصیه می کند خشمتان را کنترل کنید، بدزبانی نکنید، توهین نکنید و خاطرات بد گذشته را زنده نکنید. او هم می تواند این رفتارهای غیرمنصفانه شما را فراموش نکند و هر لحظه آنها را به یاد بیاورد. اگر می خواهید همسرتان تغییر نکند و در کنار شما احساس خوشبختی کند روشتان را در بیان اختلاف نظرها، اشتباهات، تفاوت های فرهنگی، عقیدتی و البته سیاسی عوض کنید.

▪ به ظواهر اهمیت بدهید:

به خودتان، نوع لباسی که می پوشید، ظاهر زندگی تان و دستپخت تان توجه کنید. بی انگیزگی شما در رسیدگی به اوضاع خانه، خورد و خوراک و پوشش در همسرتان نیز تاثیر می گذارد همانگونه که شما از آشفتگی روحی و ظاهری همسرتان تاثیر می پذیرید. البته شما در ظواهرتان محدود نمی شوید. وضعیت روحی شما نیز بسیار مهم است. غرغرو نباشید، اگر افسرده هستید کاری برای درمان و از بین بردن آن بکنید، نگرانی و استرس شما نیز به همسرتان منتقل می شود درست همانطور که وضعیت روحی او در شما تاثیر می گذارد. تا آنجا که می شود شادابیتان را حفظ کنید و اگر دلایلی وجود دارند که شما را غرغرو، نگران، افسرده، خسته و پریشان می کنند آنها را رفع کنید.

▪ اجازه بدهید آنطور که می خواهد باشد:

اگر همسر شما رفتار نامتعارف، غیراخلاقی و بیمارگونه ای ندارد نباید سعی کنید او را تغییر بدهید. این کار کاملا غیرانسانی است و هویت فردی او را آسیب پذیر می کند. او نباید شبیه مرد آرزوهای شما باشد همانطور که شما نمی توانید یک زن افسانه ای باشید. اجازه بدهید زندگی شما با فرازونشیب هایش و با وجود تفاوت های ساده میان زن ومرد و تجربه های متفاوتش درجریان باشد. هیجان را از زندگی تان نگیرید.

▪ از نیازهای جنسی همسرتان نگذرید:

نسبت به این موضوع حساس باشید. به نیازهای خودتان و همسرتان توجه کنید. سرد نباشید و مثل هر موضوع مهم دیگری قدم هایتان را با همسرتان یکی کنید. پرشور و هیجان باشید و خودتان و همسرتان را از سلامت جنسی دور نکنید.

رعایت بسیاری از این موارد در مورد همسر شما نیز صدق می کند. شما هم در مواردی بسیار حساس هستید و با نقص و کمبود در زمینه های خاصی در رابطه زناشویی که بسیاری ازآنها عاطفی و روحی هستند دچار افسردگی و ناامیدی می شوید. اما درحال حاضر موضوع اصلی شوهر شماست که کمی تغییر کرده است، بی تفاوت به نظر می رسد و مثل همیشه نیست!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

تاثیر دیدن فیلمهای س*ک*س بر افراد مجرد
( اگر کمی در این مطلب رک گویی کرده ام امیدوارم برای هیچ کدام از خوانندگان عزیز حمل بر توهین نباشد)

دیدن فیلمهای  س*ک*س یا همان منفی هجده دیگر مانند گذشته سخت و نایاب نیست . اینگونه فیلمها الان به راحتی در دسترس هستند حال چه از طریق افراد یا اینترنت و ماهواره . تکنولوژی هم که قربونش برم جلوش به این راحتی گرفته نمیشه . اما گذشته از اینها ایا دیدن این فیلمها  تاثیری هم بر فرد دارد ؟ در این پست تاثیر این فیلمها را بر افراد نوجوان و جوان مجرد بررسی میکنیم که نظر شما عزیزان کامل کننده آن است . و تاثیر آن بر افراد متاهل در پستهای بعدی.
تاثیر دیدن فیلمهای س*ک*س بر افراد مجرد
این مقوله نیز برای خودش موافقان و مخالفانی دارد . هر کدام هم دلایلی دارند که شاید عده ای متقاعد شوند و عده ای نه.
 گروه اول:
اینها کسانی هستند که معتقدند منع کردن افراد از چیزی طمع آنها را نسبت به آن مورد بیشتر می کند . فیلمهای
(18-) هم بعد از مدتی دیدن برای فرد عادی شده  در ضمن اینکه آنها با دیدن این فیلمها نحوه صحیح  انجام آن را می آموزند (هر چند در اکثر این فیلمها نمی توان گفت روش درستی به کار می برند) اکثر کسانی که با این روند موافقند مخالفتی با خود ارضایی و آزادی جنسی ندارند و شاید هم منع نکنند . آنها عقیده دارند با خالی کردن این انرژی فرد می تواند بدون مشغولیت ذهنی به کارهایش برسد . ارضا نیاز جنسی هم باید مانند سایر نیازها برای فرد عادی و بدون استرس باشد .
دیدن این فیلمها باعث شده فرد در اولین (و دیگر) تجربه های س*ک*س خود ناشیانه عمل نکرده و استرس کمتری داشته باشد .
دلیلهای کم رنگتر دیگری هم وجود دارد مثلا اینکه مهم خود فرد است که چه تاثیری از فیلم بگیرد و یا اینکه یکی از راههای ارضا حس کنجکائی جنسی فرد تا زمانی که دسترسی ندارد و..

اما گروه دوم :
شاید برای فرد تازه ازدواج کرده یا در شرف ازدواج دیدن این فیلم بتواند جمبه آموزش داشته باشد و آن هم به شرطی که واقعا چنین باشد . برخی صحنه های این فیلمها بیشتر از دو نفر ایفای نقش میکنند در ثانی روشهای غیر متعارف دیگری مانند دهانی و مقعدی هم استفاده می کنند که غلط است . پس  این توجیه گروه اول برای گروه دوم محکم نیست .  اینکه دین این فیلمها عادی میشود  هیچ تجربه ای این را ثابت نکرده . وجود غذای زیاد آدم را موقتا سیر میکند ولی جلوی حس گرسنگی را برای همیشه نمی گیرد . در ضمن که در ارضا نیاز جنسی انسان (اکثرا مردها) تنوع طلبی زیادی دارند که دیدن این فیلمها ممکن است بر شدت آن بیفزاید . در جوامع غربی هم که هم فیلم و هم فرد در دسترس است هیچ بهبودی دیده نشده .
دیدن این فیلمها باعث می شود فرد  برای خود رابطه ایده ال را مانند فیلمها بداند وپس از ازدواج همان انتظار را از شریک خود داشته باشد که مسلما...
باید بپذیریم که هر فردی بی تاثیر از این فیلمها نمی ماند مخصوصا اگر مجرد باشد . تحقیقات نیز نشان داده که ارضا از دیدن این فیلمها موقتی است و اگر فرد نتواند با جنس مخالف رابطه برقرار کند ممکن است راههای دیگری انتخاب کند . در جامعه ما هم بر اساس شرع و عرف و دلایل محکم این رابطه باید بر شرط ازدواج یا صیغه باشد . اولی سخت و دومی هم هنوز در جامعا آنطور اجرا نشده که بدون مشکل باشد .
همه می دانیم که شرایط ازدواج برای همه ممکن نیست و باز می دانیم که ارضا این نیاز برای همه مهم و لازم است . دیدن فیلم و دسترسی نداشتن با انجام عمل مانند نشان دادن آب به فرد تشنه است .
 حال با خواندن این مقدمه و اشارات نظر شما چیه؟؟

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:35 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

ملاک زیبایی برای ازدواج
ازدواج از سری سنت و رسوم پسندیده در هر جامعه ای است .  هر چند اینکه بنا به دلایلی سن ازدواج در جوامع رو به بالا رفتن است اما سیر طلاق نیز کم از این ندارد و رو به صعود می باشد . درست بر خلاف انتظار . چرا که با بالا بودن سن در هنگام ازدواج امید است که طرفین به بلوغ فکری و اجتماعی مناسبی رسیده باشند اما میبینیم در واقعیت جز این است. در ازدواج ملاکهای زیادی وجود دارد که باید مانند قطعات یک پازل کنار هم چیده شود تا تصویر زیبایی از زندگی مشترک خلق شده و هر قطعه یا ملاک فضای خاصی را در این شکل به خود اختصاص میدهد. یکی از این ملاکها زیبایی ظاهری یا همان خوشگل بودن در زبان عموم است .در این پست منظور من زیبایی دختر برای پسر است و فعلا تصور ما بر انتخاب یک دختر توسط پسری برای ازدواج است .
مسلما کسی( البته فرد عاقل) نمی تواند بگوید که زیبایی را دوست ندارد و این ملاک نه در ازدواج بلکه در خریدهای ما نیز نقش دارد . و حق هر فردی است که شریک زندگیش را طوری انتخاب کند که  ظاهر او باب دلش باشد . اما هستند عده ای که پا را فراتر نهاده و آنقدر به این ملاک توجه افراطی نشان میدهند که دیگر ملاکها را فدای این می کنند و به اصطلاح من شیرازه و زمینه این پازل میشود زیبایی ظاهری که دیگر ملاکها روی آن جای میگیرند .حال اگر این زیبایی دوستی افراطی به خاطر ارضا نیاز جنسی باشد که دیگر...  ازدواج کرده ها بهتر می دانند که هوس و ولع جنسی با گذشت چندین سال یا ماه از زندگی به نرم عادی خود بر میگردد(و گاهی کمتر) حال اگر کسی که هدفش این بوده و ازدواج کرده پس از سیری (می دانم کلمه سیری مناسب نیست) از این نیاز  چه  می شود؟... آیا این امکان نیست که حالا به دیگر ملاکها فکر کند . ملاکهایی که شاید برایش قبلا به ظاهر بی اهمیت شده و حالا که این نور شدید که بینایی او را کم کرده بود رفته و حال این فرد دقیقتر شده . او حالا به تفاوت فکری – فرهنگی – اقتصادی و... خود با همسرش فکر میکند و گاهی زندگی خود را با دوستانش مقایسه می کند . البته گفته های من دلیل بر این نیست که هر کس با دختر بسیار زیبایی ازدواج کرد مشکل دار می شود بلکه منظورم کسانی است که میگویند معشوقه من فقط خوشگل باشد و هیچ . حال دوستان به نظر شما علت چنین عقیده و انتخابی چیست ؟ چه مشکلاتی به بار می آورد و آیا چنین خواسته ای نوعی مشکل روانی است ؟

نظر خودتون رو لطفا در بخش نظرات بنویسید  دیگر دوستان هم با خواندن نظرات مسلما به جوابی خواهند رسید . پیروز باشید

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

روز معلم مبارک...
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

زندگينامه امام علي (ع)
1.مقدمه
2.کيفيت ولادت
3.دوران کودکي
4.بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علي ( ع )
5.حضرت علي ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )
6.حضرت علي ( ع ) بعد از هجرت
7. حضرت علي ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص )
8.غدير خم 
9. حضرت علي ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص )
10.خلافت حضرت علي ( ع )
11.شهادت امام علي ( ع )                                                                                                      تمام انسانها در زندگي خويش از فراز و نشيب برخوردارند و با مشکلات مختلفي مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشکل دچار ضعف و ناتواني مي گردند و سعي مي کنند با کمک و راهنمايي درد آشنايان خود را از مهلکه نجات دهند و با يافتن " الگوها " در هر زمينه اي ، و سپس تبعيت از آن ، وظايف خويشتن را بخوبي  انجام دهند و مشکلات و دردهاي خويش را تسکين بخشند . يکي از اين اسوه ها پيامبراکرم ( ص ) است که قرآن مجيد هم اين حضرت را ( 1 ) به همين نام معرفي مي فرمايد . بجز رسول خدا ( ص ) اگر به دنبال " الگوي " ديگر و جانشين براي آن حضرت باشيم ، به پيشواي بزرگي  همچون مولاي متقيان حضرت علي ( ع ) خواهيم رسيد ، و چه زيباست که براي پذيرش اخلاق و رفتار حسنه ايشان ، زندگي پر فراز و نشيب و سراسر شگفتي آن حضرت را مرور کنيم .
 

کيفيت ولادت
حضرت علي ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمي  است که پدر و مادر او هر دوفرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمي از لحاخ فضائل اخلاقي و صفات عاليه انساني در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت وبسياري از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يک از اين فضيلتها در مرتبه عالي در وجود مبارک حضرت علي ( ع )
موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار کعبه نزديک ساخت و چنين گفت : " خداوندا ! به تو و پيامبران و کتابهايي که از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسي که اين خانه را ساخت ، و به حق
( 2 ) " کودکي که در رحم من است ، تولد اين کودک را بر من آسان فرما ! لحظه اي نگذشت که ديوار جنوب شرقي کعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شکافته شد . فاطمه وارد کعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مکان گيتي مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه ( 3 ) را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شکاف ديوار که دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت : ( 4 )" پيامي از غيب شنيدم که نامش را " علي " بگذار . "

دوران کودکي
حضرت علي ( ع ) تا سه سالگي نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا که خداوند مي خواست ايشان به کمالات بيشتري نائل آيد ، پيامبر اکرم ( ص ) وي را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنکه ، خشکسالي  عجيبي در مکه واقع شد . ابوطالب عموي پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگي روبرو شد . رسول اکرم ( ص ) با مشورت عموي خود عباس توافق کردند که هر يک از آنان فرزندي از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشي  در کار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص ) ، ( 5 ) علي ( ع ) را به خانه خود بردند .
به اين طريق حضرت علي ( ع ) به طور کامل در کنار پيامبر قرار گرفت . علي ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتي هرگاه پيامبر از شهر ( 6 )خارج مي شد و به کوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد .
 

بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علي ( ع )
شکي نيست که سبقت در کارهاي خير نوعي امتياز و فضيلت است . و خداونددر آيات بسياري  بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يکديگر ( 7 )دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علي ( ع ) است که او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان که در ميان اکابر و بزرگان و متکلمين گروه " معتزله " اختلافي 
نيست که علي بن ابيطالب نخستين فردي است که به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد کرده است .

حضرت علي ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص )
پس از وحي خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبري و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيک وحي فرا رسيد و فرمان دعوت همگاني داده شد . در اين ميان تنها حضرتعلي ( ع ) مجري طرحهاي پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتي بود که وي براي آشناکردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال کرد : چه کسي از شما مرا در اين راه کمک مي کند تا برادر و وصي و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علي ( ع ) پاسخ داد : اي پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياري مي کنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : اي خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد که علي ( ع ) برادر و وصي و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علي ( ع ) اين است که با شجاعت کامل براي خنثي 
کردن توطئه مشرکان مبني بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت .


حضرت علي ( ع ) بعد از هجرت
بعد از هجرت حضرت علي ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه ازفضايل علي ( ع ) را بيان مي نمائيم :
1 - جانبازي و فداکاري در ميدان جهاد : حضور وي در 26 غزوه از 27غزوه پيامبر ( ص ) و شرکت در سريه هاي مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است .
2 - ضبط و کتابت وحي ( قرآن ) کتابت وحي و تنظيم بسياري  از اسناد تاريخي و سياسي و نوشتن نامه هاي تبليغي  و دعوتي  از کارهاي حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مکي و چه مدني ، را ضبط مي کرد . به همين علت است که وي را از کاتبان وحي 
و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود که پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادري مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علي  ( ع ) پيمان برادري و اخوت بست و به حضرت علي ( ع ) فرمود :
" تو برادر من در اين جهان و سراي ديگر هستي . به خدايي که مرا به حق برانگيخته است ...
تو را به برادري خود انتخاب مي کنم ، اخوتي که دامنه آن هر دو جهان ( 8 )را فرا گيرد . "

حضرت علي ( ع ) داماد رسول اکرم ( ص )
عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جزعلي ( ع ) کسي  شايستگي زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامي که علي ( ع )
در ميان نخلهاي  باغ يکي از انصار مشغول آبياري بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود :
دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوي خانه رسول به راه افتاد .
وقتي به حضور رسول اکرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد که سخني بگويد ، تا اينکه رسول اکرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا
شد و حضرت علي ( ع ) با تکيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود :
" آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ " پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادي رسول اکرم ( ص ) نائل آمدند .

غدير خم
پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربرکتش درراه برگشت در محلي  به نام غديرخم در نزديکي جحفه دستور توقف داد ، زيرا
پيک وحي  فرمان داده بود که پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام ( 9 )برساند .
پس از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالاي منبري از جهاز شتران رفت و فرمود :
" اي مردم ! نزديک است که من دعوت حق را لبيک گويم و از ميان
شما بروم درباره من چه فکر مي کنيد ؟ "
مردم گفتند : " گواهي مي دهيم که تو آيين خدا را تبليغ مي کردي "
پيامبر فرمود : " آيا شما گواهي نمي دهيد که جز خداي يگانه ، خدايي نيست
و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ "
مردم گفتند : " آري ، گواهي مي دهيم . "
سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علي ( ع ) را بالا گرفت و فرمود :
" اي مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کيست ؟ "
مردم گفتند : " خداوند و پيامبر او بهتر مي دانند . "
سپس پيامبر فرموند :
" اي مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، علي هم مولا و رهبر اوست . "
و اين جمله را سه بار تکرار فرمودند .
بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علي ( ع ) تبريک گفتند و با وي بيعت
نمودند .

حضرت علي ( ع ) بعد از رحلت رسول اکرم ( ص )
پس از رحلت رسول اکرم ( ص ) به علت شرايط خاصي که بوجود آمده بود ،حضرت علي  ( ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختيار کرد.
نه در جهادي شرکت مي کرد و نه در اجتماع به طور رسمي سخن مي گفت . شمشير در نيام کرد و به وظايف فردي و سازندگي افراد مي پرداخت .
فعاليتهاي  امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است :
1 - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علي ( ع )
2 - تفسير قرآن و حل مسائل ديني و فتواي حکم حوادثي که در طول 23سال
زندگي پيامبر ( ص ) مشابه نداشت .
3 - پاسخ به پرسشهاي دانشمندان ملل و شهرهاي ديگر .
4 - بيان حکم بسياري از رويدادهاي نوظهور که در اسلام سابقه نداشت .
5 - حل مسائل هنگامي  که دستگاه خلافت در مسائل سياسي و پاره اي از مشکلات
با بن بست روبرو مي شد .
6 - تربيت و پرورش گروهي که از ضمير پاک و روح آماده ، براي سير و سلوک
برخوردار هستند .
7 - کار و کوشش براي  تامين زندگي بسياري از بينوايان و درماندگان تا آنجا
که با دست خويش باغ احداث مي کرد و قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را
در راه خدا وقف مي نمود .

خلافت حضرت علي ( ع )
در زمان خلافت حضرت علي ( ع ) جنگهاي فراواني  رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان که هر يک پيامدهاي خاصي به دنبال داشت .

شهادت امام علي ( ع )
بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخي از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادي ، و برک بن عبدالله تميمي و عمروبن بکر تميمي در يکي از شبها
گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهاي داخلي را بررسي کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که
باعث اين خونريزي  و برادرکشي حضرت علي ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تکليف خود را
خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکي از سه نفر گردد .
ابن ملجم متعهد قتل امام علي ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند . آن شب حضرت علي ( ع ) در خانه دخترش
مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتي موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد .
حضرت علي ( ع ) فرمود : از قضاي الهي نمي توان گريخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالي که اين دو بيت را زمزمه مي کرد عازم مسجد شد .
کمر خود را براي مرگ محکم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد .
و از مرگ ، آنگاه که به سراي تو درآيد ( 10 ) . جزع و فرياد مکن
ابن ملجم ، در حالي  که حضرت علي ( ع ) در سجده بودند ، ضربتي بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جاري شد و محاسن ( 11 ) آن حضرت وارد ساخت .
شريفش را رنگين کرد . در اين حال آن حضرت فرمود : " فزت و رب الکعبه " به خداي کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آيه 55سوره
طه را تلاوت فرمود :
" شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن
( 12 ) بيرونتان مي آوريم .
حضرت علي ( ع ) در واپسين لحظات زندگي نيز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود :
" شما را به پرهيزکاري  سفارش مي کنم و به اينکه کارهاي خود را منظم کنيد و اينکه همواره در فکر اصلاح بين مسلمانان باشيد .
يتيمان را فراموش نکنيد ، حقوق همسايگان را مراعات کنيد . قرآن را برنامه ي عملي خود قرار دهيد .
نماز را بسيار گرامي بداريد که ستون دين شماست . حضرت علي  ( ع ) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک
سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد .


نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

وسواس و درمان آن
وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟

 

وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصیت‏ خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدید مى ‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى ‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.

روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏كنند و آن را حالتى مى ‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏ اى خاص، كه اغلب وهم‏ آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گیرد، آنچنان كه اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى‏ كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏ شود:

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ تردید؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.

 

وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.

 

علائم دیگر: در مواردى وسواس به صورتِ خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏ گیرى، بى‏ خوابى، بدخوابى، بى ‏اشتهایى،... متجلى مى‏ شود آنچنانكه به اطرافیان فرد این احساس دست مى ‏دهد كه نكند وی دیوانه شده باشد.

انواع وسواس: وسواس هایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و احاطه ‏شان مى ‏كند معمولاً به صورت هاى زیر است:

 

1 -وسواس فكرى:

این وسواس به صورت هاى مختلف خود را نشان مى‏ دهد كه برخى از نمونه‏ هاى آن به شرح زیر است:

 

اندیشه درباره بدن:

بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى ‏كند و در صدد به‏ دست آوردن دارویى جدید براى سلامت ‏بدن است.

 

رفتار حال یا گذشته:

مثلاً در این رابطه مى ‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عمل مى ‏شود آیا درست مى ‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست ‏یا ناروا؟

در رابطه با اعتقادات: گاهى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏ سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مى ‏دارد.

 

اندیشه افراطى:

گاهى وسواس در مورد امرى به صورت افراط در قبول یا رد آن است ‏با این كه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى به صورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى ‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏ كند بدون این كه آن مسئله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏ كند به گونه‏ اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏ اى دست نیابد.

 

2 - وسواس عملى:

وسواس عملى به شكل هاى گوناگون خود را بروز مى‏ دهد كه ما به نمونه‏ ها و مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم :

شستشوى مكرر: مردم برحسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏ دانند و این بیمارى نزد زنان رایجتر است.

 

رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى به صورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏ شود كه هیچ‏ گونه نیاز مادى ندارند.

 

دقت وسواسى:

نمونه‏ اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏ بینیم و وضعیت فرد به گونه ‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏ كند.

 

شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏ تواند از همین قبیل به حساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.

 

راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها به صورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى ‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدم ها معین و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

 

 

3- وسواس ترس:

صورت هاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.

 

4- وسواس الزام:

در این نوع وسواس، فرد نمى ‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل، موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.

وسواس در چه كسانی بروز می كند؟

 

الف) در رابطه با سن

تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.

 

ب) در رابطه باهوش:

بررسی هاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى افراد وسواسی در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كم هستند؛ بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم ‏هوشى شان شود.

 

ج) در رابطه با اعتقاد:

 

د) در رابطه با شخصیت و محیط:

تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولاً محكومشان مى ‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى ‏شود.

 

 

گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند؛ به همین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏ شود تا در دیگران، اگرچه ریشه ‏هاى اساسى و كلى این امر كاملاً مشهود نیست.

مسئله شخصیت را اگر با دامنه ‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بیمارى هیسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم به میزانى قابل توجه دیده مى‏شود.

ریشه‏هاى خانوادگى وسواس

در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارت اند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه در اینجا به مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم.

 

الف) وراثت:

تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسی ها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى ‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.

 

ب) تربیت :

در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارت اند از:

1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه ‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته ‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

2- شیوه تربیت:در پیدایش و گسترش وسواس، براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسی ها نشان مى ‏دهد مادران حساس و كمال جو به صورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏ كنند و مخصوصاً والدینى كه رفتار طفل را براساس ضابطه خود به صورت دقیق مى‏ خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این زمینه مقصرند. تربیت‏ خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.

3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، به درد زندگى نمى‏ خورى... و از بابت عدم لیاقت‏ خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد سركوفت ‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعداً زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.

4- ناامنى‏ها: پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و ناامنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏ اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأیید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏ كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك ‏بینى و موشكافى وارد شوند.

5- منع‏ها: گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

6- خانواده افراد وسواسى: بررسی ها نشان داده‏اند:

- اغلب وسواسى‏ ها والدین لجوج داشته‏ اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان، سماجت ‏بسیار نشان مى ‏داده‏اند.

- ایرادگیر و عیب جو بوده‏اند؛ اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى ‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏ كشیدند.

- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به اصرار بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، و ملامتگر بوده‏اند و كودك سعى مى ‏كرده خود را در حضور آنها دائماً جمع و جور كند تا سرزنش نشود.

 

درمان :

براى درمان مى ‏توان از راه و رسم ‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.

1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده، و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى ‏توانند به آن اقدام كنند.

2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را به محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مسئله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسی هاى تجربى نشان مى ‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مى‏شود.

3- ایجاد اشتغال و سرگرمى: تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏ كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه ‏گیرى و تنهایى بیرون كشید. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این حالت‏ باشد. ترتیب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است.

5- شیوه‏هاى اخلاقى: رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏ شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شیرینى، به ویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏ تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى ‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عُرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى ‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.

6- تنگ كردن وقت: بیش از این هم گفته ‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است ‏با استفاده از فنون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید و به امر و وظیفه‏ اى وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ اى در مواردى مى‏تواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد.

7- زیر پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز این كه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه او آن را نجس مى‏ داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏ شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏ اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را واداریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورتی است كه در مى ‏یابد هیچ واقعه ‏اى اتفاق نمى‏ افتد.

 

شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:

الف) روان پزشكى: اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى ‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏ دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏ خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را که براى درمان لازم مى ‏بینند به كار گیرند.

گاهى لازم است كه بیماران را در مؤسسات روان ‏پزشكى یا در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است؛ به ویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.

ب) روان درمانى: این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روان شناس صورت مى‏ گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏ رود. درمان اختلال به‏ صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى ‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر این است كه براساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه ‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعالیت هاى تفریحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است.

ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... است.

ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ریشه ‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود، گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:49 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

حالشو ببر
عکس
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط اصغر قربانی| |

چکیده روانشناسی زن.

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد.به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.

-
یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می‌ورزد.

-
زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد ، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

-
وقتی زنی عاشق می‌شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می‌رسد.

-
نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می‌بخشاید.

-
یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

-
پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

-
زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می‌کنند و بعد به کیمیای جسم پی می‌برند.

-
لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می‌گیرد و او را لمس می‌کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می‌ورزد.

-
هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.

-
هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد.

-
یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی‌کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی‌مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می‌آورند.

-یک زن هنگامی‌سکوت می‌کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

-
وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می‌سپارد و از ارائه راه حل می‌پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می‌کند.

-
مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می‌باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.

-
هنگامی‌که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می‌گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می‌کند.

-
به جرات می‌توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی‌رساند.

-
زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی‌که عشق در قلبش به ظهور می‌نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می‌رسد.

-
هنگامی‌که موج احساسات یک زن به اوج می‌رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی‌بیند.

-
مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می‌کند.

-
این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

-
وقتی زنی از موضوعی می‌رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

-
دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست.

-
ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است.

-
در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می‌کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی‌دهد.ولی در این زمان احساس می‌کند که مرد به او احترام نمی‌گذارد.

-
بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

-
حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است.

-
یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

-
امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می‌ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنند ، رنج می‌کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می‌گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.

-
یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

-
یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

-
همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند.بخشش می‌کنند و در این زمان به خاطر می‌آورند هنگامی‌که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-
اغلب زنان با آنچه همسرشان می‌خواهد به راحتی موافقت می‌کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می‌خواهند.

-
یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی‌دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می‌گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است.

-
وقتی زنی به ثبت امتیازات می‌پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید.پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

زنان از مردان باعفت ترهستند.
بسیاردیده میشودکه زن ومردی باعشق ازدواج کرده اند والان پس ازدهها سال،  زن ازهمخوابگی با عاشق دوران جوانیش خودداری میورزد. یا بد لیل عدم روانشناختی مرداززن، پس ازازدواجی  عاشقانه،  دوسالی بیش نمیگذرد که روابط سردی برآنها مستولی وغلبه میکند. یا پسری عاشق دختری شده ودرخیالاتش مدام اورا باخودهمراه دارد ولیکن درهنگام حرف زدن بااو،  چون راه بدست آوردن دختر یا درصورت شروع این رابطه ، راه تداوم بخشیدن بدان رانمیشناسد ونمیداند ، لذا دخترازرابطه ای رمانتیک باوی خودداری میکند. یا دختری که حاضرنبودبدلیل زیبایی فوق العاده ش !!با غیرپولدارترین مردشهرعروسی کند ، اکنون پس ازعروسی با مردموردعلاقه ش به چشم چرانی میپردازد وشوهرش اورا کافی نیست!!!چرا؟ بدبختی مردآنست که درفرهنگ مردسالاری واقع شده ومیراث گذشتگان بشری را که قانون وعرف جامعه براساس مردسالاری ومردخدائی ست را همراه میکشد وازسوی دیگربیگانگی با همنوع والبته جنس مخالف، اوراواداشته تا اگردراین فرهنگ مردسالار ازدوران کودکی ازراه آزمون وخطادرروابطش باجنس مخالف ، به روان وعواطف زن آگاه نشده تا زندگی عشقی ورمانتیکی راباوی به پیش برد ،  درعوض جهت شناخت وی به قیاس به نفس بپردازد ونتیجه آن میشودکه با ژرفای روح بزرگ وپرتوان زن ناآشنا گشته ومصایب فوق الذکر به باربیاید وزن راهم  چون خویش که نیازمند اندام زنهاست ،نیازمند پیکری مردانه ومسائل جنسی  تصورنماید وبدانجا منتهی میگردد که  یا زن رابه غلط به نمودن  ناز وتظاهربخاطرملاحظات اجتماعی  متهم میکند !! یادرطلب این خواست طبیعی ، دست ازکاروزندگی شسته ولطمه ببیند .  مردان باید بدانند که اگرخیانتی ازسوی همسرانشان دیده میشود این خیانت زن (جزدرمواردبیمارگونه که استثنا ء بوده ومحل استناد نمیتواندقرارگیرد)بخاطر طلب اندام جنسی مردی  زیبا یا ثروتمند ودارای مدارک  بالای تحصیلی نیست( اریک فروم بابیانی شیوا میفرماید که برای آنکه دوست داشته شویم،اتکای صرف به داشتن ثروت ومدرک وقیافه زیبا ناکاممان میکندوتنهاراه برای اینکه دوستمان بدارند اینست که دوست داشتن رادرخود پرورش بدهیم ) ،  بلکه تمایلات جنسی زن سخت تحت تاثیر عشق ومهر ورزی به وی قراردارد وتنها باشنیدن صدای عشق ازنقطه نظرجنسی تحریک میگرددونه بادیدن اندام برهنه مرد( شدت متاثرگشتن یک مردبادیدن اندام برهنه زنی خوشکل چه اندازه است؟ شدت علاقمندی جنسی وشهوی یک زن هم باشنیدن صدای پرازاحساس دوستت دارم ازیک مردبه همین اندازه ست و ضعف هردو دراین دورابطه جداگانه یک میزان است (درتفسیرآیه قرآنی که میگوید خلق الانسان ضعیفا : انسان ضعیف آفریده شده است ، مرادهمان ناتوانی اودربرابر مسائل جنسی  گفته شده است که اگرتعمیم به زن داده شوددرتعبیری متناظربازمان براساس یافته های علمی بایدبگوییم تفسیرفوق ازضعف ، تعبیری مردانه بوده و خلقت زن دربرابرمهرورزی به اوست که ناتوانی نشان میدهد ، اگرمراد ضعیفی وی دربرابر نیازهای جنسی باشد ).  وقطعا ازسوی مرد عشق کافی به وی بخشیده نشده است. تحقیقات اخیربرمغزانسان نشان میدهد که تنوع طلبی جنسی ومیل به تعدد همسر ومعشوق درمغزمرد،  دیده میشود ولیکن چنین تمایلی درزن بهیچوجه جنبه فیزیولوژیکی  نداشته ودارای رد پا درغدد فرماندهی او ودرمغزو  وجسم وی نمیباشد ، لیکن جامعه مردسالارواقتصادبرپایه انباشت ثروت مادی ومالی کماکان تلاش دارد تاتنها  وی را زنا کارو شهوتران وخائن و محکوم به سنگسارمعرفی نماید!!! درحالیکه زن درجستجوی عشق است ونه شهوت .  یاچنان است که اتفاقا این عشق است(زن ) باید سنگسارگرددونه شهوت(مرد)؟ متاسفانه مشاهده سقوط بشربخاطرفقدان عشق که دراثر به خاک مذلت کشاندن زن، یعنی حاملان و دارندگان اصلی آن هستند نشان ازدرستی مدعی دارد واینکه صاحبان زوروقدرت اشتباه نکرده اند ودشمن را دقیق تشخیص داده اند ، عشق وحامل آن زن . آری خوانندگان عزیز، راززن وحل معمای وی ، اکنون که فرهنگ غربی به زن اجازه بروزوظهورداده است ، مکشوف شده وآن ، محبت وعشق به وی است ( دراحادیثی ازپیامبر امربه شروع ارتباط زناشویی بازن بامقدمه اقلا،  بوسه شده  تا با یهودیان که بی مقدمه شروع به معاشقه میکنند همرنگ نباشند ، که کنایه ازنوازشهای مقدماتی موردنیاززن میباشد ، یااینکه همسران به همدیگراظهاربدارندکه شریک جنسی خودرادوست دارند ، ولی چون مصیبت باراست این اظهارعشق ، بدلیل تضعیف نمودن ستونهای  اقتصا د ضدانسانی سده ها وهزاره های اخیر وهم نیازهای سادیستیکی وآزارگرانه گسترده این دوران بشر، که زن برای ارضای آن اعم ازضرب وشتم یا تحقیرمیتواند سوژه مناسبی باشد ، بسیارکمرنگ موردبحث قرارمیگیردوبدان ارجاع داده میشود). همانکه میتواندوی را ازنظرنیازجنسی چون مرد درطلب وخواهان جلوه گر  نماید ومشکل دیرینه بشردرزمینه سکس را که به قول میشل فوکو : پس ازچندهزارسال تاریخ تمدن هنوز برای بشرحل نشده راباید درروانشناسی زن ومهرومحبت وعشق ورزی بدوجستجوکرد تا مرد از این نیمه گمشده خودش ازدوران بعدازهبوط آدم ابوالبشر بهره مند گردد وبه همجنس بازی یا خودارضایی(خودارضایی ازنظربعضی فقه های اسلامی و  فتاوای فقهی روادیده شده وازنقطه نظرروانکاوی هم چنانچه ارتکاب آن بااحساس گناه همراه باشدبایدبرای رفع حس گناه بعدازآن، درمان روانی صورت پذیرد، لیکن رواج آن وقتی به تعدادمرد ،زن وجوددارد نشان ازجامعه بیماروفرهنگ عقیم ونازامیباشد ) ودیگرانحرافات جنسی، نه خود ، روی آورد ونه زن رابدان رهنمایی کرده باشد. مردباید بداند برای درتملک گرفتن!! وبهره مندی از زن مهریه دادن وعقد مرسوم ،کفایت نمیکندوهمچنان زن ازوی رم میکند !!( ای بسا زنانی که ازهمبستری باشوهرانشان سربازمیزنند وشرعا ناشزه خوانده میشوند.  یا دلیل اینکه فیلمهای محتوی رابطه جنسی  بعضی اززنان هرچند نامدارچون بازیگران سینما وغیره ...، پخش عمومی مییابدرا باید درهمین قضیه جست،  آنجا که درسرآغازرابطه ،زن بدلیل دریافت نیازجسمی وروانی خودیعنی عشق ، به روابط جنسی تن میدهدوسپس که مردازیادمیبرداکسیر مورداستفاده قبلی را دوباره وسیله قراردهد، با نه گفتن زن روبرومیشود ومرد ناکام ، که راهی برای بازیافت بهشت قبلی نمیشناسد، وحشیانه این جنایات حیثیتی را مرتکب میگردد ، دردوران قبل ازویدیو ، عکس ونامه های عاشقانه دختران وزنان برملا میشدوقص  علیهذا ). اگرزن اطمینان پیداکندکه مرد ، وی را دوست دارد متاع جنسی واندام خودرا به وی هدیه میکند ونه تنها جسم که روح وعشق خویش،  واگرمالی داشته باشد آن رانیز درطبق اخلاص بدومیبخشد!!چراکه وی رسالت نشروپحش عشق رادرروی زمین دارد وهمان مهری را که ازمرد دریافت میکندهمان رابه بچه هایش  والبته مردان ودرنتیجه همه افرادجامعه بازپس میگرداند( پس خداکه ماراآفرید، دربهشت جنسی  زن وجامعه سرشاراروابط برپایه عشق قرارداشتیم  ، ولی سیستم اقتصادی کشاورزی یا صنعتی با داشتن فرهنگ مردسالاری ، ماراازسعادت محروم داشت- تاویلی برداستان هبوط پدرمان ازبهشت آغازین- چراکه معیشت جمعی برپایه زراعت ،  مستلزم مردسالاری است - درقبل ازظهور جامعه صنعتی - وگردش چرخهای صنایع هم- جامعه کنونی - نیازمند تبدیل به شئ شدن انسان  است - البته هنوزغرب صنعتی والکترونیکی ازنگرجامعه شناسان مردسالاراست که ظاهرا ما آزادیهای زیادی برای زن درآن ممالک میبینیم - ونتیجه همه سرکوب عشق درجامعه ،  تا جاییکه سروده شاملومصداق پیداکند که عشق رادرپستوی خانه نهان باید، خدای را درپستوی خانه نهان بایدکرد. چه باید کرد ؟  راه بازگشت به این سعادت ، درعشق است که رسالت زن درآن خلاصه میگردد)!آیا مدینه فاضله برای بشرغیرازاین میتواندباشد؟ آیا بهشتی که براساس قرآن ازآن هبوط کرده ایم که به گواهی اسنادومدارک تاریخی ، قرین دوران قبل ازتمدنهای زراعتیست که همان عصرمادرسالاری بوده ، نمیتواند با دادن زعامت جامعه به این خدایان عشق ومهراحیاگردد؟!! .  آری عزیزان زن برای آماده شدن جهت جوابگویی به خواست جنسی مرد دریافت عشق راضروری میشناسد وچنین ادعایی به یاری تحقیقاتی علمی برروی زنان صورت گرفته وبااندکی تامل وگفتگو ومصاحبه با زنان ومادران وخواهران ودختران خود واطرافمان ، راحت میتوانیم همین پاسخ را ازآنان بشنویم  .  دانش پزشکی درمقابل بحث ازنیازجنسی وشهوی مردان، ازنیازبه روابط وارتباطات عاطفی زن جهت آماده کردن وی که مرادهمان دریافت عشق ونوازش اوست سخن گفته است وازآنجا که بزرگان فلسفه وعرفان چون نیچه وراجنیش اشو( نیچه به تعبیراقبال لاهوری شایستگی برای احرازرسالت راداشت که عقیم ماندواشوعارفی وارسته ونایل به فنا فی الله است که نیازهای تناسلی دروی حذف شده ) ازاولویت  توجه به تن وجسم سخن رانده اند، میتوان ازفضل فروشی چشم پوشی کرده وگفت آری غددوهورمونهای مترشحه داخلی بدن ما به کنترل ما میپردازندواحساسات وعواطف وافکارورفتارمارانیزدرکنترل دارند واقتضای غدد جنسی مردانه،  خصوصا درجوامع مردسالار صرف شهوت طلبیست ولی حتی دراین جوامع منحط هم زن اصالت خویش راحفظ کرده وبه غیرازهنگامه دریافت  محبت بهیچوجه نمیتواند ازنظرتمایلات زناشویی برانگیخته وتهییج شود واین را بررسی  وظایف وعملکرد غددزنانه استروژن وپروژسترون  درزن وغده مردانه  تستسترون  درمرد به ما میگوید(پس اگرپاره ای عشق را به عملکرد غددداخلی تقلیل داده اند جای نگرانی نبایدداشته باشد وتحقیری برای عشق نیست چرا که باشناخت واحترام به بخش جسمانی خویش وزن اینبار هم میتوان شاهد کیمیاگری عشق و قدرت جامعه سازی آن قرارگرفت). بررسیهای روانشناختی صورت پذیرفته دراین باره به مامیگوید مردباچشمش عاشق میشودوزن باگوشش !! ، تفسیر همانست که پیشترعرض شد،  یعنی مردبه وصفی که مردمان اطرافش ازکودکی درموردزیبایی تن به وی داده اند، بادیدن آن اوصاف درزن ، عاشق  میگرددوزن براساس شنیدن نجواهای عاشقانه وسخن دوستت دارم مطیع ورام مردمیشود . .مطالعات انجام شده میگوید ازهرصد مردی که ازطرف زن دعوت به ارتباطی جسمی شود، 75  نفرآنها بدان پاسخ مثبت میدهند وازهرصدزنی که ازطرف مرددعوت به چنین رابطه ای گردند هیچ زنی حاضربه دادن جواب مثبت نیست، لابدوقتی تقاضای فوق بدون ابرازمهرودرنظرداشت زمان موردنیازآنان است. (زنهای تن فروش موسوم به فاحشه داخل این آمارنیستندچه آنان براساس تخطی ازواقعیت وجودیشان هیچگاه کامیاب نمیگردندوبه زبان پزشکی سردمزاج هستندوالبته بیمار  ).ازجمله آفتهایی که این کارعلمی ازسوی محققین را موردتهاجم قراردهد یکی میتواند مردان موفقی باشددرروابط زناشویی یا ارتباط باززن ، که به این بحث ایراد میگیرندوبدون آنکه بحث را بصورت تئوریک وعلمی بشناسند ،  ادعا میکنند بی هیچ ارائه مهری به خانمها توانسته انداینان راشکارکنند!!!چرا؟ چون اولا: عملا درراوبطشان بازن ارائه عشق به وی را مراعات میکنند!!اینست که  میتوان گفت دربدست آوردن دل او توفیق داشته اند وچون اصولا براساس عرفان وروانکاوی ،  بشربر علت واقعی رفتارخودآگاه نیست ،  لذا به این رفتارها وگفتارهای مهربانانه خود هشیار نبوده و به انکار بحث مهرورزی میپردازند!! دوم آنکه اگرتوانسته باشند روابطی برقرارکنند، به قول نویسندهایی چون ویلهلم  رایش ودیگران ، مردبه لاف زدن درموردتوان ارتباطی گسترده بازنان یا قدرت جنسی خود بدون داشتن اساسی درواقعیت متهم است!! ولذا چاخان کرده اند .  ،سوم :  خوی مردخدایی هم مزیدعلت است که چون زعامت شیطانیشان مورد تهدیدواقع گرددلذا شدیدا به دست آوردعلمی فوق میتازند.  توجه داریم که شان نزول سوره طلاق درقرآن برسرنافرمانی زن مسلمانی ازیاران پیامبراست که درهنگام نمازبعدازاطلاع ازاشاره شوهرش به همبستری ،همچنان نمازش را ادامه داده وطولانی میکند وسرانجام صحابی پیامبر عصبانی شده واورا همسنگ مادروخواهرمیخو.اندوقص علیهذا...درآن زمان واکنون هم توجه به عامل زمان درروابط مربوط به زن حتی درروابط زناشویی یا رمانتیکش بامرد شاید شناخته نشده بود ، واکنون تحقیقات گسترده درباره اوبه ما میگوید که شایدتوجه مدام ونگرانی همیشگی وی به عادات ماهانه سخت اورا اسیرزمان وحساس به آن کرده است .لذا ازیکطرف مردان بهوش باشند که سنبل ونمادگرایی انسان ودراین مورد  زن، برای اطمینان ازمحبت شوهرویارش خیلی متکی به دریافت نمادهدیه وکادو، صرف نظرازبهاء وقیمت بالای آن میباشد ودادن هدیه به اومیتوانددر باوراندن به اوکه دوستش دارند سخت تاثیربگذارد وچون زمان هم درروان اوحساسیت خاصی دارد ،این هدیه به مناسبتهایی مثل تولد یا سالگردها ویا درغیرعطف به زمانهای خاص اگر مطرح نباشد ،هدیه برای اواثبات عشق به وی میباشد واین ویژگی حتی درمادران خواهران ما هم خودنمایی میکند  چراکه بشراساسا نمادگراست ونمادگرایی دراین جنس او(زن)برای باور به صداقت  دریافت مهر،هدیه را به رسمیت میشناسد . درباره روانشناسی داستان نقل شده ازسوره طلاق که با پژوهشهای جدید تایید  میشود میتوان گفت که هرچندنمازفعالیتی معنویست وزناشویی جسمانی ، وبرگشت ازاولی ورویکردبه دومی مقدماتی میخواهدولیکن فاکتورزمان هم برای زن صحابی پیامبر قابل توجه بودودرتوان هیچ زنی نبودتا سریع بتواندبه خواست شوهرتمکین کند. لذا عنصرزمان درهمه زندگی زن جایگاه ویژه داشته ومردبرای همرهی وکامگیری اززن باید آن رابشناسدوجایگاهش را بداند. مراعات ننمودن دستورات فوق منتهی میگردد به خیانت زن که هدف این خیانت ،اندام جنسی مردنمیباشد چرا که بازاین علم است به ما میگوید ، برای زن دخول اندام جنسی مردبه وی رضایت جنسی نمیبخشد وبیشترلذت ازآن، جنبه روانی دارد ، که لمس عضوحساس جنسی او بنام کلیتوریس میباشد که رضایت نهایی جنسی اورا تامین میکند .  البته با نجوای دوستت دارم به اوحتی حین رابطه جنسی،  این بهره مندی اوتشدید میگردد !!!(اگران ال پی وبرنامه ریزی عصبی کلامی را معیاربگیریم، میتوان به این نتیجه رسید که این همه رعایت گفتاردوستت دارم وعاشقتم به زن، ازسوی مرداگررعایت گردد- حتی اگر صادقانه هم ابرازنگردد-قطعا ذهن ومغز- زن درمفام شنونده ومرد درجایگاه گوینده - جامعه را برای برخوردارشدن ازعشقی که تنها راه نجات اوست آماده کرده ومصلحین بزرگ که عشق راگمشده انسان میدانند شاهددرآغوش گرفتن سعادت توسط بشریت خواهندبودولی آیا مردوفرهنگ عقیم مردانه تبعیت میکند؟فبشرعباد ی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدی هم الله واولئک هم اولوالالباب : مژده بده به بندگانی که وقتی سخنی راشنیدندازبهترینش پیروی میکنندودرنتیجه همینان هدایت شده هستند ودانایان .)که متاسفانه دربعضی فرهنگهای منطقه ای شایدهزاره ها بگذرد ازقطع واخته آن عضو مهم جنسی زن ،  تحت عنوان ختنه زن(زنان ختنه شده رضایت واقناع جنسی را نمیتوانند تجربه کنند) که هیچ اساسی درسنت نبوی ودین نداردوصرفا عرف عرب و مردسالاری وحشیانه درفرهنگهای خاصی به این امرمبادرت میکند .   اشودرجایی گفته که کشیشان موجب شدند که ازدواج جانشین عشق گرددولی ازچشم اندازی دیگربایدگفت که ازجمله نیازمندیهای اساسی زن، نیازبه امنیت درروابط است که توسط ازدواج صورت تحقق میتواندبگیرد که برای مردچون باراقتصادی وتعهدی است وهم  درراستای خودداری ازتنوع طلبی جنسی، قطعا اگرزنها تن میدادند مثل مرداروپایی اظهارمیداشتند که وقتی هرصبح شیرآماده دارم چراگاوبخرم؟(البته کسانی که ازدین آگاهی زیادی ندارند یا بهتراست بگوییم جوهردین رانمیشناسند  وظاهرا برای دین هم دل میسوزانند چنین شایعاتی راترویج میکنند وگرنه درخوداروپا وآمریکا هم خویشتن داری  و بیعلاقگی زن ازقبول هرزگی درسکس این امکان گسترده را به مردبرای روابط جنسی نمیدهد به شهادت منابع معتبرعلمی دانشگاهی وهم  مردان فرنگ رفته اخیر!!)این اشاره به امنیت خواهی زن درروابط زناشویی یا رمانتیک وی دلیل دیگری بر پاکدامنی زن دربرابرکمترپاکدامن بودن مرد است  .اما اکنون زنهای زیادی رابطه جنسی خارج ازدایره زناشویی دارند ( اگربخاطر ملاحظاتی تعدادی ازآنان  به این عمل روی نیاورند به قول ویلهلم رایش جبرا  یا خودبیمارروانی میگیردند یا استبدادوفاشیسم را جبرا برکودکان رواخواهندداشت، وقتی صحبت ازجیروبویژه جبر  موردتایید علم باشد گمان میکنم مجوزشرعی هم دریافت مینماید ولذا عده ای شاید اگربه رواداشتن مهرورزی به زن نظرمساعدی ندارند لذا همین شق دیگررا برای وی بهداشتی تربدانند ). مطالعات نشان داده است که حتی درغرب مثلا پیشرفته هم تنها ازهرصدزن سی نفرازنظرجنسی کامیاب میشوند وارگاسم(رضایت واقناع جنسی ) را تجربه میکنند درکانون به اصطلاح گرم زناشویی . ازهرصدزن اقلا شصت زن دچاربیماری روان تنی یبوست مزمن  هستند . آیا نمیتوانند ازاندام تناسلی مردبهره مند شوند؟!!آری میتوانند ولی مشکل آنها برخلاف تصورمردان ، اندام جنسی مردنیست . چراکه دراین زمینه حداقل  مرد کوتاهی نمیکند!!! ولی بازمشکل همچنان باقیست چرا؟ . زیرا که  پاسخ همه بیماریهایی جسمانی وروانی زن دردریافت نکردن عشق ومحبت ازمرداست ، که مرد بیچاره هم  نه آموزش کافی داده میشودونه فرهنگ مردانه واقتصاد مسلط  که مالکیت براشیاء وانسانهارا چه زن وفرزند یا دانش آموزدرزمانی که درحال تحصیل است وغیره ، .که بازبرهمین فرهنگ استواراست  ،اجازه عشق ورزی بدومیدهد( درباره علت غیبت عشق ورزی دراین نوع اقتصادضدانسانی اریک فروم درهنرعشق ورزیدن عالی بحث کرده ودرباره نیازمندی زن به دریافت عشق برای پاسخگویی به نیازهای غریزی مرد ،کتابهای رازهایی درباره زنان ازبارباراآنجلیس وآنچه مردان وزنان نمیدانندازبارباراوآلن بیزاکیداتوصیه میگرددکه برپایه پژوهشهای گسترده بنا شده اند. هچنین آخرین ویرایش خلاصه روانپزشکی آکسفورد در۲۰۰۵میلادی که رفرنسی برای طرح سوالات آزمونهای ورودبه دوره تخصصی پزشکی میباشد ) .
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

در کتاب بوف کور

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد .. سی و هفت درد و عیب اساسی ما
ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!


*در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می
زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!*

به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای
جبران ان قدمی بر نمی داریم.*

12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-غربی ها دانشمند و فیلسوف پرورش داده اند،ولی ما شاعر و فقیه!
15-زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
*16-زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم
نجوم را بنا نهادند.*
*17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می
گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.*
*18-غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را
برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.*

19-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20-غربی ها و بعضا دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.
22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می
کنیم.
23-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.

24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید
بدخواه ماست.
26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
۲۹-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به
انها احترام بگذارند.*

30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33-غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
*34-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان
را خراب می کنیم.*
35-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

18 فروردین-روز جهانی بهداشت-روز سلامتی

مفهوم بهداشت عمومی
بهداشت عمومی عبارتست از مجموعه دانش و هنر پیشگیری از بیماری و تامین، حفظ و ارتقای تندرستی و توانمندی بشر با استفاده از تلاش دسته جمعی که منجر به توسعه جامعه شود. این مفهوم در حوزه زندگی انسان گسترش یافته و به طریقی ضامن سلامت فرد و جامعه به شمار می‌رود.

از اینرو از دیدگاه جهانی مطابق تعریف استانداردی که سازمان جهانی بهداشت (World Health Organization -WHO) از سلامتی ارائه کرده است، میدان رسالت‌ها، سیاست‌ها و وظایف و فعالیت‌های بهداشت عمومی، جهان شمول گردیده و از فرد به سمت جامعه جهانی پیشروی می‌کند.

از دیدگاه فوق، سلامت عبارتست از تامین رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی که معنای آن تنها به نبودن بیماری و نقص عضو، محدود نشده بلکه شامل سه محور جسم، روان و جامعه می‌شود و لذا هرگونه نقص و آسیبی که به هریک از محورهای سه گانه وارد شود، تعادل فرد را بر هم زده و منجر به نبود سلامت می‌شود.


نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |

عکس/ دهقان فداکار و فانوس معروفش
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 2:19 قبل از ظهر توسط اصغر قربانی| |


Menu
  • خانه
  • ایمیل
  • پروفایل
LinkDump
  • خواهش نادانی انسان نکن
  • سیب پژشکی
  • نعیمی
  • دنیا کوچکتر از هیچ است
  • اینجـــــــا کجــــــاست؟
  • استاد شهریار
  • عاشقم بی تودلم گرفته ازثانیه ها
  • دختری از نسل آریا
  • ديگران
  • دکتر زری
  • کلبه دوست کجاست
  • پرتو عشق
  • ×..نیمچه دکتر..×
  • خاطرات دانشجویی من در غربت
  • زیرعظمت آسمان
  • ღ♥ღ لحظه هاي گمشده ღ♥ღ
  • خانم معاون
  • دوخواهر
  • من.زن.مادر.انسان
  • خواهش نادانی انسان نکن
  • تو یه قطره از خدایی ...
  • فرهنگ ترکمنان
  • آندرومدا
  • ائل قیزی
  • پزشكي
  • تلاش
  • خواص میوه و سبزیجات
  • دانشجویان پزشکی دوره 28 همدان
  • من ودنیای زیست ام
  • زن متولد ماکو
  • بانوی فروردینی
  • علمی و ادبی
  • دختر پاییز
  • آهن فروشی آقازاده
  • افق زندگی
  • پل ارتباطی
  • سكوت دريا
  • تو را به قدر تنهایی خود ساخته ام
  • روزهای من
  • ترانه ی سکوت
  • شکولات*شکول*شتی....
  • خوشبختی همین حالاست
  • دانشجویان داروسازی
  • سرزمین عشق من و تو
  • آن سوی افق ها
  • شب رویایی
  • Inbox
  • یادداشت های دوازده +دو نویسنده بیکار
  • شاهتوت خانومی
  • حرفهای دوستانه
  • آرشيو پيوندهاي روزانه
Archives
  • اردیبهشت 1391
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
  • بهمن 1390
  • دی 1390
  • آذر 1390
  • آبان 1390
  • مهر 1390
  • شهریور 1390
  • مرداد 1390
  • تیر 1390
  • خرداد 1390
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1390
  • اسفند 1389
  • بهمن 1389
  • دی 1389
  • آذر 1389
  • آبان 1389
  • مهر 1389
  • شهریور 1389
  • مرداد 1389
  • تیر 1389
  • خرداد 1389
  • اردیبهشت 1389
  • فروردین 1389
  • اسفند 1388
  • بهمن 1388
  • دی 1388
  • آذر 1388
  • آبان 1388
Categories
  • بیماری های قلبی
  • روانشناسی 1
  • سکته های قلبی
  • بیماری های قلبی 2
  • گوارشی 1
  • سکته های مغزی
  • روانشناسی 2
  • بیماری های استرس وافسردکی
  • فشار خون
  • تست وازمایشات خون
  • اخبار درمورد خواب
  • روانشناسی 3
  • بیماری گوش
  • داستان 1
  • کلمات قصار
  • داستان 2
  • بیماری های پوستی
  • دانستنی های عمومی 2
  • کاهش وزن (لاغری)
  • توصيه هاي پزشكي
  • جوک
  • در مورد زنان
  • در مورد مردان
  • تست خودشناسی ها
  • دانستنی های زندگی 3
  • دانستنی های عمومی3
  • ازدواج
  • طلاق
  • خواندنی 3
  • هورمون ها
  • ویتامین ها
  • زناشویی 2
  • عکس2
  • عشق ووووو 2
  • عشق ووووو 3
  • اس ام اس ترکی
  • شعرهای عاشقانه
  • فیزیو لوژی وآناتومی
  • دانستنی های زندگی 2
  • خواندنی 2
  • شعر 2
  • MS
  • بیماری کلیوی
  • بیماری گوارشی
  • بیماری چشمی
  • ارتوپدی
  • مغز و اعصاب
  • هپاتیت
  • ایدز
  • زناشویی
  • عکس
  • اس ام اس
  • خبر
  • پارکینسون
  • تناسب اندام
  • دانستنی های جنسی
  • دانستنی های عمومی
  • بارداری
  • خنده دار
  • دندان و دندان پزشکی
  • بیماری و مراقبتهای پوستی
  • اس ام اس
  • تغذیه
  • سخن بزرگان
  • شعر
  • مصرف دارو
  • مراقبتهای بهداشتی
  • خصو صیات دخترها وپسرها
  • بیماری های کبدی
  • بیماری های روانی
  • بیماری دیابت
  • ورزش
  • ماساژ درمانی
  • شعر ترکی
  • بیماری های عمومی وداخلی
  • خواص درمانی گیاهان
  • خواص درمانی میوه ها
  • مذهبی
  • نکته ها
  • بیماری کودکان
  • عشق ووووو
  • دانستنی های زندگی
  • آرایش جذابیت و زیبایی
  • تاریخ
  • خواندنی
  • جراحی عمومی
  • روماتولوژی
  • فک و صورت
  • داخلی و متا بو لسم
  • ارولوژی
  • سونوگرافی
  • بیماری های مفصل و استخوان
  • دیدنیها
  • پند
  • طنز
Links
  • تست
  • مقام معظم رهبری
  • خبرگزاری دانشجویان ایران
  • خبرگذاری فارس
  • خبرگذاری مهر
  • خبرگذاری نوروز
  • خبرگذاری کار ایران
  • روزنامه همشهری
  • روزنامه جام جم
  • روزنامه کیهان
  • روزنامه جمهوری اسلامی
  • روزنامه اطلاعات
  • روزنامه اعتماد
  • روزنامه آفتاب یزد
  • روزنامه ابرار
  • روزنامه اندیشه نو
  • روزنامه خبر ورزشی
  • روزنامه ورزشی گل
  • هفته نامه بازار کار
  • هفته نامه سلامت
  • هفته نامه پنجره
  • مجله خانواده سبز
  • مجله روزهای زندگی
  • مجله موفقیت
  • مجله ماشین
  • مجله موبایل
  • ماهنامه فیلم
  • ماهنامه شبکه و کامپیوتر
  • دانشگاه تهران
  • دانشگاه امیر کبیر
  • تعبیر خواب
  • *_- فرشته باروونی -_*
  • اطلات عمومی
  • نگاتیـــو خیالــی
  • شيرين تر از عسل
  • کلمات
  • بچه های دیسنی
  • آزربایجان یوردی
  • ترلان
  • ادبی
  • دختری عاشق دریا
  • مريم جون نانوشته ها
  • آنا یوردوم آذربایجان
  • خلوتگاه دخترک زمستانی
  • زندگی رو سخت نگیر
  • شاهد و ساقی
  • مرا کسی نساخت، خدا ساخت....
  • خلوت من
  • من مردم!
  • دست نوشته های روانشناسان
  • doki 021
  • نقاشی و خوشنویسی
  • خاک نم
  • فقط یادبگیر
  • زندگی و زندگی
  • عاشقانه
  • نگار باتو...
  • ریاضی دات کام
  • عشق و خیانت
  • سارا sara
  • هر جور راحتی!!
  • درد عشق
  • حواست به دلت باشه
  • یادداشت های یک دانشجوی پزشکی
  • دلنوشته های صبا
  • نفس
  • دل نوشته های روزگار تنهایی من
  • ✓Ati2442 ◕‿-
  • روان شناسی روز
  • نار تی تی
  • انيمشن هاي زيباوعكس متحرك جالب
  • دکتر محمد حسن عامری
  • ...انسان بي دغدغه...
  • بانک اطلاعات پزشکی و روانشناسی
  • دنیای پزشکی............ medical world
  • رنگ چشمان رعنا
  • پرولاپس
  • هرگز
  • سینـــــه ی ســوختــــــــه نکاه نگران
  • دختران کم توان ذهني تعاوني پرنيان
  • مـن و دلــم
  • دختر تنهای عاشق
  • پزشک ما
  • (◡‿◡✿)نســـــــل بهــــــار(◕ ‿ ◕✾)
  • دختر تنهای عاشق
  • شاعرانه بریسا
  • روانشناسی و مشاوره نازنین دختر بابا با لحظه های طلایی
  • اذربایجان
  • وبلاگ عاشقانه ایسان
  • ❤❤❤❤*خاله قزی جون *❤❤❤❤
  • ترانه‌های ماندگار
  • نـــــم نــــم اشـــــــک هــــاي مـــن
  • گفتار دلنشین زرتشت
  • ,,,
  • احمد شاملو
  • سارا شعر
  • ,,
  • منو عشق غریبم اخر دنیای من
  • شوری
  • ,,
  • قیمت اهن
  • تعریف اصطلاحات مخفف و کامل چکاب ونتیجه آزمایش
  • سلام خسته نباشید
  • تمــــــآم پنجـــــره مــن "خیال" توســت
  • دل تنگیام محدثه
  • استاندار آذربايجان غربي:
  • /
  • دلشکسته
  • /
  • خونه ی سنتی ما
  • مامان سارا
  • جهان آموزش
  • برای همیشه جزا
  • .
  • اوفلاس
  • دنیا هیچ فرقی نکرده است
  • گل مرداب
  • روزگار سپری شده دخترک بابا
  • ساحره
  • وجود مامان و بابا
  • عشق و خیانت
  • حیاط خلوت کلبه احساس من
  • سارا امیدوار
  • .
  • .
  • قارادابان قيز :::::::::::: qaradaban qız
  • turk giziyam
  • اینجا همه چی در همه...
  • .
  • .
  • عشق+13
  • .
  • .
  • ورزش
  • .
  • .
  • .
  • .
  • نفسم تویی...هوا رو نمیخوام
  • بررسی قیمت میلگرد ایران میانه
  • بررسی قیمت میلگرد ایران خراسان
  • دین وزندگی تایباد
  • .
Design
    • قالب وبلاگ


Specific
    • قالب وبلاگ
    • وبلاگ
    • آگهی
    • قالب بلاگفا
    • بهترین وبلاگ
Others